کم ترین تقدیر

نه احساس ترحم بود ،

باور کن نه اجباری که باید با تو باشم

من از دنیای خیلی ها گذشتم

که شاید توی دنیای تو جا شم

منو از حس دلتنگی رها کن

همین احساس بارونی که دیدی

همین حسی که آشوبی کشنده س

تو قبل از حادثه از راه رسیدی

می خوام تقویم تو پر باشه ازمن

تمام بودنت درگیر باشه

می خوام پیش همین عشقی که داریم

رسیدن ، کم ترین تقدیر باشه

تو با من ، من کنارت ، زندگی ، عشق

فقط یک لحظه بی تو ، حس یک درد

فقط قلبی که خوشحاله تو هستی

فقط مردی که عشقو آرزو کرد

تماشایی ترین تصویره دستات

همون لحظه س که چترن روی دستم

همون لحظه س که حسم بی نظیره

فقط درگیره رویای تو هستم

می خوام تقویم تو پر باشه

ازمن تمام بودنت درگیر باشه

می خوام پیش همین عشقی که داریم

رسیدن ، کم ترین تقدیر باشه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: