جهنم سرد

توی این جهنم سرد 
پاشو اتیشو علم کن
صد تا جنگلو بسوزون
منو با مرگ هم قسم کن
توی این کابوس زنده
خودمو زدم به مردن
صد تا مرده خوار وحشی
تن ارزومو خوردن!!!
خسته ام مث کسی که
توی زندگی اسیره
ارزو میکنه هر روز
این دفعه حتما بمیره
مث یه غرور کاذب
مث یه خنده ی مشکوک
مث یه ساز شکسته
با یه ریتم تلخ و ناکوک
فرق بین تو و دیوار….
فرق بین من و سایه…
مث سقف و یه طنابه
مث تصمیم و سه پایه
صد تا جیغ زندگی رو
میفروشم به خود مرگ
تو بلند شو زندگی کن
من میشم تناسخ برگ

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/38773کپی شد!
1497
۶۴

  • محمد رضا صبوری (آرام) چ خوووووووووووووووووووووب
  • محمد رضا باغیشنی سلام تمام بیتا رو دوس داشتم نمیشه انتخاب کرد خوشحالم ترانه دیگری ازتون خوندم در پناه خدا..سال نو هم پیشاپیش تبریک میگم =D> @};-
  • معصومه قریشی توی این کابوس زنده خودمو زدم به مردن صد تا مرده خوار وحشی تن ارزومو خوردن!!! =D> =D> =D> زهرای عزیییزم دیر رسیدم به ترانت اما مثل همیشه فوق العاده ازش لذت بردم و پسندیدمت بانو :-x :-x :-x مانا باشی و نویسا @};- @};- @};-
    • زهرا قرایی معصومه ی مهربون اول اینکه فدای وجود نازنینت .... همین که اومدی برام از همه چی مهم تره و دوم تو همیشه با ترانه های من مهربون بودی... بازم فقط میتونم بگم ازت ممنونم @};- @};- @};-
  • مریم جلائی سلام خانم قرایی گرامی ترانه تون فوق العاده بود.. ------------------------------ صد تا جیغ زندگی رو میفروشم به خود مرگ تو بلند شو زندگی کن من میشم تناسخ برگ ------------------------------ با آرزوی بهترین ها @};-
  • کامیار عابدینی سلام.لذت بردم.واقعا عالی بود.سپاس @};- @};- می‌پسندم @};- @};-
  • مریم مرشدی درود بانو ترانه زیبایی بود. اکثر ابیاتش عمیق و دلنشین بودند. @};-
  • آیدین صبور تو بلند شو زندگی کن من میشم تناسخ برگ
  • سامان نیک سلام. خسته نباشید، شعر خوش وزن اما ساده ای بود. منظورتون از مصرع مث تصمیم و سه پایه چی بود؟! معنیش رو متوجه نشدم! یک مقداری قافیه هاتون کلیشه ای بود؛ که شاید به خاطر سادگی شعرتوون باشه. @};-
    • زهرا قرایی منظورتون از ساده رو متوجه نمیشم ایا باید کلمات پیچیده و عبارات و ترکیبات ثقیل میداشت و صرفا یه ترانه سفارشی میبود؟؟ من این سادگی رو از شاعری اموختم که به من گفت باید ترانه و شعر خودش در تو ظهور کنه نه اینکه صرفا با چیدن چنیدن کلمه ی زیبا کنار هم ترانه ای بسازی خالی از واقعیت وشور تراته ساده بود بله... خاصیت ترانه گمونم باید همین سادگی باشه در مورد مصرعی هم که فرمودین این مصرع مرتبط به واژه هایی مثل سقف طناب هست که با سه نقطه ای که پایان دو مصرع ابتدایی این پارت گذاشتم اشاره داشتم به ناتموم بودن تمثیل و رفتم سراغ ما بقی فضا سازی نمیدونم متاسفم ترانه م نتونست با شما ارتباط مثبتی بر قرار کنه ولی همین که به خوانش این کار اومدید سپاسگزارتونم خالصانه @};- @};-
  • راما حیدری فرق بین تو و دیوار…. فرق بین من و سایه… مث سقف و یه طنابه مث تصمیم و سه پایه تصویر سازیت عالی بود لایک
  • ابراهیم شاهزری تو بلند شو زندگی کن من میشم تناسخ برگ کار زیبایی بود @};-
  • بهروز دولت آبادی درود زیبا سرودید @};- می پسندم @};-
  • فریبا سید موسوی سلام زهرای عزیزم ..خانمی من بیشتر دوستان رو از طریق عکساشون می شناسم و این ترانه عالی داشت از دستم میرفت ;)) هزار آفرین به این احساس خوب و خواستنی ..ترنه متفاوت و بسیار دلنشینی ازت خوندم با یه شروع عالی فقط گلم جسارتن توو مصراع منو با مرگ هم قسم کن...که تعبیر بسیار زیباییه خیلی کم توو (با مرگ )سکته هست و حس می کنم اگه بشه (منو مرگ و هم قسم کن )بهتر باشه بازم با عرض شرمندگی خانمی توو مصراع این دفعه حتما بمیره..همون سکته ریز حس می کنم توو (حتمن بمیره ) هست بازم یه پیشنهاد کوچیک :-) (روزی صد دفه بمیره ) که اتفاقن کنایه ای هم برای جمله ی معروف (روزی صد دفه مردن )محسوب می شه عزیز دلم اینایی رو که گفتم اصلن ایراد به حساب نمیاد و واقعن ترانت خیلی قوی منسجمه مخصوصن این بندایی که زیر کامنتم میارم ..آفرین به این حس فوق العاده و این فضاهای بسیار شاعرانه ..خیلی دوست داشتم و از صمیم قلبم می پسندم مث یه غرور کاذب مث یه خنده ی مشکوک مث یه ساز شکسته با یه ریتم تلخ و ناکوک فرق بین تو و دیوار…. فرق بین من و سایه… مث سقف و یه طنابه مث تصمیم و سه پایه صد تا جیغ زندگی رو میفروشم به خود مرگ تو بلند شو زندگی کن من میشم تناسخ برگ =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • زهرا قرایی فریبا هفته ی سختی رو داشتم بی اعصاب ناراحت پر بغض .... چقدر انرژی گرفتم از این نظر و نقدت تمومش رو به جون دل میپذیرم و خیلی خیلی خیلی بیش تز از زیاد ازت ممنونم و دوست دارم @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • فریبا سید موسوی الهی گلم ..نبینم بغضتو...زهرای خوب و نازنین ..باور کن همه درگیرو گرفتارن :- =D> =D> :-x :-x :-x :-x @};- @};- @};- @};-
  • عابد صالحپور سلام کار بسیار زیبایی بود لایک به خصوص به این دلیل که ریتم ووزنش یکی از کارهای قدیمی خودم رو به یادم آورد @};-
  • حسین خزایی ریتم زیبا و یکدستی داشت .. تبریک @};- @};-
  • مهناز واعظ فرق بین تو و دیوار…. فرق بین من و سایه… مث سقف و یه طنابه مث تصمیم و سه پایه خیلی خوب و خالی از عیب =D> =D> @};-
  • هادی صمدپور توی این کابوس زنده خودمو زدم به مردن صد تا مرده خوار وحشی تن ارزومو خوردن!!! =D> @};-
  • ديانا ادريس زاده توی این کابوس زنده خودمو زدم به مردن صد تا مرده خوار وحشی تن ارزومو خوردن!!! ممنون زيبا سرودي دوستم @};- =D> =D> =D> لايك
  • میترا باقری توی این کابوس زنده خودمو زدم به مردن صد تا مرده خوار وحشی تن ارزومو خوردن!!! =D> =D> =D> درود زهرا جان @};- بسیار زیبا سرودی بانو می پسندم @};- @};- @};-
  • سهیل پیلتن درود خانم قرایی عزیز کارتون خیلی به دلم نشست از این قسمتش واقعا لذت بردم :صد تا جیغ زندگی رو میفروشم به خود مرگ تو بلند شو زندگی کن من میشم تناسخ برگ البته بنده هم شعری به همین نام قبلا در سایت داشتم کارتون کار موفقی بود سپاس @};-
    • زهرا قرایی جناب پیلتن من اصلا به انتخاب عنوان شعر توجهی نکرده بودم و همین که خواستم کارو بذارم رو سایت متوجه شدم اسم نداره بنابراین یه اسم همینطوری گذاشتم مرسی از لطفی که به شعر دارین @};- @};-
  • میلاد نمکیان خیلی خوب بود زهرا جان فقط من معنی این بیت رو متوجه نشدم فرق بین تو و دیوار…. فرق بین من و سایه… مث سقف و یه طنابه مث تصمیم و سه پایه
    • زهرا قرایی راستش این بیت گنگه و حق میدم به شما و دوستان دیگه که منوظرم رو نگیرین یه توضیح مختصر دادم برای جناب صادقی ولی قطعا دنبال ترکیبات بهتری هستم براش ممنونم
  • مهرداد صفدری خیلی خوب بود.. یعنی خوب هست هنوزم اما ریتم کوک و ناکوک نداره ها! با قابلمه هم میشه ریتم رو نواخت!
    • زهرا قرایی جناب صفدری من نگفتم ریتم ناکوکه گفتم ریتم تلخه ناکوک معمولا ساز میشه که اینجا چون شکسته قطعا کوک هم نیست ای بابا خودم دارم گیتار میزنم دیگه گیتار زیاد شکستم میدونم این چیزا رو :))
  • سپهر پیرهادی ba salam khedmate khanom gharayi aziz kareton ro khondam vaghean dos dashtam .taranehi hastesh ke mishe rosh kar kard va be yek asar ziba dar ovordesh naghse khasi daresh nadidam age beshe yek beyt be aval taraneh ezafeh koni faza ro amadetar kone ali mishe .man ba ejazaton in kareton ro baraye sakhte melody barmidaram shoma ham zod tar beyte aval ro behem beresonin omidvaram on chizi ke mikham dar biad. =D>
  • حسام بهمن سلام. عجب ترانه ای شده. واقعا لذت بردم از ارتباط معنایی هر خط. سلامت باشید. =D> @};- @};- @};-
  • احمد «چکاوک»جعفری =D> =D> زیبا بود @};- @};-
  • الهه صادقي فرق بین تو و دیوار…. =D> =D> =D> فرق بین من و سایه… =D> =D> =D> مث سقف و یه طنابه =D> =D> =D> مث تصمیم و سه پایه... =D> =D> =D> درود زهراي نازنينم :-x تلخ بود و شاعرانه.... @};-
  • مجید صادقی سلام زهراي عزيز بعضي جاهاش رو متوجه نشدم شرمنده فرق بین تو و دیوار…. فرق بین من و سایه… مث سقف و یه طنابه مث تصمیم و سه پایه من میشم تناسخ برگ
    • زهرا قرایی جناب صادقی اول ممنون به خوانش شعرم اومدین در مورد صحبتی که فرمودین قسمت اولش منظورم دقیقا تشابه بود مخاط و دیوار (که عموما مظهر تکیه گاهه) اینجا تبدیل میشه به سقف و اون فرد طناب و من و سایه هم که در واقع باید همراه من باشه اینجا تبدیل به سه پایه میشه که هر لحظه ممکنه با یه تصمیم از زیر پام در بره رسوندن تصویر ذهنیم خیلی سخته :) شما ببخشید در مورد تناسخ برگ هم منظورم دوره ای هستش که برگ طی میکنه از بهار تا بهار اینده
      • مجید صادقی ممنون بابت توضيحي كه دادين تو توانايي شما شكي نيست من يه خورده...
      • زهرا قرایی قطعا ضعف تالیف بنده ست
    • فریبا سید موسوی مجید عزیزم اتفاقن این چهار پاره از قویترین مصراعهای کار زیبای زهراست چون اگه دقت کنی تموم واژه های که به کار رقته با هم در ارتباطن زهرای عزیز به زیبایی تمام همونطور که دیوار رو تکیه گاه دونسته البته برای این مخاطب یه تکیه گاه سست ِ ،که فقط سایه ای از دیواره ،این مخاطب که راهی براش نمونده سقف رو برای خودش تکیه گاه دونسته که به استمداد یه طناب می خواد (البته برای مردن ) به سقف تکیه کنه ..زهرا بسیار زیبا این خودکشی رو بدون اینکه حرفی از این واژه بیاره با نگاهی شاعرانه بیان کرده ...جسارتمو ببخش زهرای عزیزم مجید یکی از بهترینای آکادمی هست که تشنه ی یادگیریه .. @};- @};- @};- @};-
      • مجید صادقی ممنونم فريباي عزيز و مهربون در حضور بزرگاني مثل شما اگه من بهترين باشم معني بهترين زير سوال ميره
  • حسين محمدي سلام زهرا جان شعر زیبایست @};- @};- @};- @};- =D> =D> =D> =D>
  • سعید عباسی مث یه غرور کاذب مث یه خنده ی مشکوک مث یه ساز شکسته با یه ریتم تلخ و ناکوک این قسمت رو واقعا دوست داشتم ممنون بانو @};-
  • سوگند انصاری زيبا بود :-)
    • زهرا قرایی سوگند عزیزم ممنونم به سراغم اومدی @};- @};-
      • سوگند انصاری زهرا جون. چند تا نكته رو دلم نيومد نگم مثلا كار كه شروع ميشه يكم گنگه واسه مخاطب كه تو كدوم جهنم سرد اتيش و علم كنه!!؟ و يه پيشنهاد واسه بهتر شدن به دليل اين كه توي اين بيت از أسارت حرف زدي خسته ام مث کسی که توی زندگی اسیره ارزو میکنه هر روز این دفعه حتما بمیره" به جاش خسته ام مث كسي كه توي زندگي اسيره ارزوميكنه هرروز توي تبعـــيدش بميره يا ارزو ميكنه هروز كه تو اين تبعيد بميره بازم ببخش فقط نظرمو گفتم :-)
      • زهرا قرایی فدای محبتت سوگند جان کار بسیار خوبی کردی که با نظر و انتقاد بر گشتی راستشو بگم خودمم خیلی کلمه گذاشتم تا رسیدم به این دفه چون میخواستم یه تلاش مداوم رو نشون بدم برای مردن ولی با تذکر بجای تو بر میگردم و ویرایشش میکنم ممنونتم @};- @};-