˙˙·٠•✿•٠·˙˙·٠•✿ یادِ تو ✿•٠·˙˙·٠•✿•٠·˙˙

 

وقتی چشمامو می بندم،یادِ تو میاد سراغم

میشه چشمایِ قشنگِت،تو سیاهِ شب چراغم

می خوام آهنگِ صداتو،بشنوم لحظه به لحظه

تو کجایی مهربونم؟،خواستنِت بعیدِ محضه

دوست دارم باشی کنارم،تا نگاه کنم چشاتو

هِی دلم می خواد بدزدم،حسِ مرموزِ نگاتو

تبِ دستاتو می دونم،عزیزم قسمتِ من نیست

رفتی تو واسه همیشه،حال دل همیشه ابریست

تویِ جنگلِ خیالت،رودِ اشکام شده جاری

نیستی تا بازم بگی که: نبار ای ابر بهاری

دستِ مهربون و گرمت،روی گونه هام بشینه

دونه هایِ اشک و آروم،از رو گونه هام بچینه

با صدای نازنینِت،می شد آروم دلِ خستم

حسِ خوبی بود که دستِت،قفل میشد میونِ دستم

دلِ من بهونه گیره،هِی بهونتو می گیره

میگه تو اگه نباشی،دیگه از زندگی سیره

بخدا داره می میره،بخدا داره می میره

هِی بهونتو می گیره،هِی بهونتو می گیره

از این نویسنده بیشتر بخوانید: