طوفان(ترانه ای در سوگ از دست دادن هنرمندی دیگر)

تو میگفتی خدای آسمونها،همه با تو اینو تکرار کردن

جوون و پیر کنار عاشقانت،دلیل غصه رو انکار کردن

 

تو هم رفتی کنار آدمایی،که قبل از تو همه بی وقفه خوندن

درسته جسمشون از بین ما رفت،ولی انگار توی آهنگ موندن

 

نفهمیدیم که این رسم زمونس،همه یک روزی باید پر بگیرن

از این دنیای بی رحم و تبارش،که تو دست جهان تنها اسیرن

 

اگه ناصر نموندو ساده رد شد،اگه ایرج برید از دست دنیا

اگه فردین بجای پول حاتم،گذشت از تلخی کام دل ما

 

ولی موندن تو کارای نفیسی،که یک عمره شده دلخوشی ما

صدای تو واسه نسلی که مرده،شبیه زندگی بود شکل دریا

 

تو هم اینو بدون که قلب دریا،بدون دست طوفان موج نداره

اگه فرهادو از دنیا گرفتن،ولی جمعه هنوزم خوون میباره

 

فریدون و اگه زمونه دزدید،هنوزم با نمازش زنده مونده

تو هم آسوده باش لبهای بادم،تموم واژه هاتو عمری خونده

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

1938
۱۵۳