خاطره

تو سکوت گریه هایم، تو بیا اشکای من باش

تو هیاهوی شب من، تو خود عاشق شدن باش

توی بغض با تو بودن ، یه نفس بی تو خرابم

تو بیا تو خاطراتم، تو بیا نزار بخوابم

ریشه کن به خاک قلبم، مثل گل میون گلدون

جاری کن عشقو تو سینه، تو بیا منو بسوزون

بعد فصل بی ترانه ، تو بیا نگار من باش

من کویر خشک و پیرم، تو بیا بهار من باش

منا حل کن توی دستات، بغلم کن بی بهانه

با یه بوسه منا پر کن ، تو یه شعر عاشقانه

خط بکش به شعر کهنه ام، تو منو از نو بنا کن

خط به خط منو بسوزون، قصمو بی انتها کن

بزار این جاده تموم شه، صبح بشه تموم شب هام

منو تو خودت صدا کن، برسون به آرزوهام

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: