رویا

من از جایی شرو(ع) می شم
که تو دستامو میگیری
جهانم توی دستاته
مثه محکومه زنجیری
تموم می شم بدون تو
می شم متروکه ای خالی
جزیره نه،یه مردابم
که می خشکم تو تنهایی
منو درگیر حست کن
یه چیزی مثل آرامش
ازاون حالی که می دونی
از اون حسی که می خوامش
تو از سمت کدوم جاده
به من خوشبختی بخشیدی
منو از من گرفتی و
به رویاهام تابیدی
من از جایی شرو(ع) می شم
که رویاهات شرو(ع) می شن
همون جایی که می مونه
تب احساس تو بامن.

از این نویسنده بیشتر بخوانید: