یگانه باور

قلم از تو می نوشتو

دلِ من خاکو طلب داشت

کاغذم گریه نمی کرد

بغض واژه رو به لب داشت

ای یگانه باورِ من

تو رو با خدا سرشتن؟

کین همه صفاتِ پاکش

تو رو جلوه گاه گشتن

رو در و دیوارِ ذهنم

سایه ساری از ترانه ست

منو خلوتی که گم شد

خط خطی ها یه بهانه ست

دیگه ذهنم نا نداره

سایه رو دووم بیاره

قلمی بزن تا خورشید

سر به آسمون بذاره

ای یگانه باورِ من

تو رو با خدا سرشتن؟

کین همه صفات پاکش

تو رو جلوه گاه گشتن

ای یگانه باورِ من

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/34287کپی شد!
846
۱۰
۱