خونه ای روی آب

من به فکر با تو بودن تو به فکر عشق تازه

دل من خبر نداشت که روی آب خونه می سازه

مث بارونای پاییز میبارم بدون وقفه

خونه ای که تو نباشی خونه ی بدون سقفه

مشک عشق تو بی آبه تشنه جدایی هستی

بی بهونه پس میگیری دلی که دادی دو دستی

تو نگاه تو میبینم که مصممی به رفتن

خودتو زدی به کوری تا نبینی دل شکستن

تو به فکر دل بریدن من فکر راه چاره

شدی عشق یک غریبه تو فقط با یک اشاره

صدای پای جدایی داره میرسه به گوشم

چقدر سنگینه بار غمی که مونده رودوشم

کنار تنهایی من عشقی دیگه سبز نمیشه

من میونم و غم تو با یه حسرت همیشه

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: