بیا تا نرفتم از دست

شک نکن که قلبِ خستم،توی دام تو اسیره
بخدا اگه نباشی، از غم دوریت می میره
تو میدونی تو دل من،چه غمی نشسته جونم
تو خودت می دونی بی تو،کفترِ بی آب و دونم
همه احساس قشنگم، مالِ تو عزیز جونه
بی تو من تنهاترینم ، هر کی دُورَمه میدونه
با نفسهای تو این دل، حس خوب زندگی داشت
چشمای وحشی نازت،یه روز عشق و تو دلم کاشت
جفت پاتو کردی تو یک کفش،گفتی دیگه نمی مونم
تا کجا میری مسافر، با یه کفش !من نمی دونم!
چشامو میخوام بزارم ،سر کوچه چشم به راهت
تا یه وقت شاید بیفته،به خیال اون نگاهت
بین ما عزیز جونم،فاصله قدِ یه دنیاست
چشام اینو خوب می دونن،اما دل اسیر بَلواست
ببین از روزی که رفتی،فاصله با من چه کرده؟
جغرافی رو دوست ندارم، تاریخَم که پُرِ درده
یاد تو تو باغ سینم ، گل انتظار می کاره
میبارن چشای خستم ، تا میشینم به نظاره
بغضای کهنه و داغون، که امونمو بریدن
واسه باریدن به چشمام، دیگه فرصتی نمیدن
تو بیا که آرزوهام،بگیرن رنگِ حقیقت
بیا خستم از جدایی ، تو با اون قلبِ عتیقت
بیا تا نرفتم از دست،دَمِ آخر پیشِ من باش
نزا تا آخرِ عمری،بشینه رو لبم ای کاش..

از این نویسنده بیشتر بخوانید: