منو نسپر

منو نَسپر به خودم
بی تو گم می شم تو پرسه ی جنون
منو نَسپر به خودم
بی تو فصل غزل می شم خزون
منکه همزاده شبم
بی صدا تر از سکوتِ لالم و بی انتهام
واستون روی لبم
یه عالم ترانه دارم تو سکوت بی صدام
گاهی جنس عطشم،گاهی از جنس کویر
منو تو سخاوت آغوش دریاییت بگیر
نسپر آواز منو،به غروب سرده بی حوصلگی
نسپر آواز منو،به فراموشی و قاب کهنگی
بی خیالِ مکث و خطِ فاصله
بی خیالِ ابر خیسِ پر گله
بی خیالِ منو تو بی پنجره
بی افق بی آسمونو منظره
ما که از ستاره های شب پریم
بیا امروز و به فردا نسپریم
نسپریم ثانیه رو به باد و کوچ
نسپریم خاطره رو به حرف پوچ
ما که از ستاره های شب پریم
بیا امروزو به فردا نسپریم.

از این نویسنده بیشتر بخوانید: