…..

گره کور
بیش از این فاصله رودور نکن
منو به جـــدائی مجبــور نکن
تو که نقطه ضعفمو می دونــی
موهای سیــــاهتو بــور نکن

دلمو خســــته و رنجـــور نکن
ذوق واحســاس منو کــور نکن
گره افتاده تو کار مـن و تو
بیشتر از این گره رو کور نکن

باز سرگرم چه کاری هستی
باز تبدار و خمــار و مـستی
من که یار و یـاورت می مونم
باز دنبال چـه یــاری هـستی

عشق من پاکه وبی تزویــره
روح من تو قفـست زنــجیره
من که دنیا رو تکون میـدادم
چرا حرفام به تو بی تأثیـره

سراغم روزی نیای که دیــره
طفلی این قلب جوونم پیـره
روزی که قلب پرازاحساسـم
دیگه از زندگی کردن سیــره

سمیر شکیبا

از این نویسنده بیشتر بخوانید: