کنار هیزم و چایی

کنار هیزم و چایی ,هوا ابری و بارونی

نشستم روبروی تو, بگو چشمامو می خونی

دلم درگیر چشماته , تو این خلوت چه پنهونی

درس مثه نفسهامی, بگو بی من نمی تونی

اسیر نم نم بارون میشه قلبم کناره تو

می خوام چتر دلم باشی , ولی می ری نمی مونی

می ری و بی تو می بارم تمامه آرزوهامو

بیا یک لحظه با من باش میون این پریشونی

۹۱/۰۲/۲۲

از این نویسنده بیشتر بخوانید: