پشیمونی

این ترانه اولین ترانه ایه که من گفتم
حدود یک سال پیش
هر چند دیگه در این فضا ترانه نمیگم و دوس ندارم فضای ترانه هام شکست،خیانت و …باشه
و دوس دارم فضای ترانه هام پر از امید باشه
ولی خیلی دوس دارم نقد و نظر دوستان و اساتیدو در باره این ترانه بدونم

پشیمونی
اگه دستای من سرده،اگه گریم نمی گیره
برا اینه که قلبم دیگه از این عاشقی سیره

همه احساسمو پای چشای بی وفات دادم
تو رفتی بغضمو دیدی و گفتی بی تو من شادم

من اون شب التماست کردمو گفتم بمون پیشم
ولی گفتی نمی خوامت،میرم از تو جدا میشم

حالا برگشتی و میگی بگیر دستامو با من باش
میگی حالا پشیمونی،گذشته برمیگشت ای کاش

نیا دیگه پلی باقی نمونده تا که برگردی
نه لبخندی برا موندن نه حسی واسه همدردی

برو با اون خوشی هایی که گفتی من برم هستند
اونا که راه برگشتو به روی هردومون بستن

(لحظه هاتون شاد…)

از این نویسنده بیشتر بخوانید: