سال تحویل آرزوهامه ……

خواب بودم فرشته یی اومد ، لذتی بیکرون تعارف کرد
پرده ها رو کنار زد آروم ، یک بغل کهکشون تعارف کرد
دست هامو گره زدم به تنش ، سال تحویل آرزوهام ِ …
ماهی ِ قرمز ی که می خند ِ عشق رو با جنون تعارف کرد
قاب چشمامو بی هوا دزدید ، بعد اون پشت ِ پرده قایم شد
شرمش اومد نگاه مهتابو…یک دفه بی نشون تعارف کرد
ان یکادو که مادرم می خوند ، چشم های حسودارو ترکوند
توی چشمام ماجرا رو دید ، خنده ی مهربون تعارف کرد
روی پیشونیمو عرق پرکرد ، وسط ِ گرمسیر چشمونش
دست هاشو اورد نزدیکم ، تکه یی سایه بون تعارف کرد
دست ها مو گرفت تو دستاش ، دل دل ِ نبضمو نوازش کرد
بعد اون که کمی شدم آروم ، گرمی ِ آشیون تعارف کرد
حسرت پر زدن تو دنیاشو ، تو نگاه ِ حریص ِ من می خوند
دگمه های لباسشو واکرد ، وسعت ِ آسمون تعارف کرد
یک دفه وقت رفتنش اومد ، ماه از روی سینه ام لغزید
با صدای مؤذنی ِ …..طعم ِ …لبشو با اذون تعارف کرد

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

691
۹