قصه

تو دیگه نیستی مال من
قصه تمومه میدونم
خنده های از ته دل
دیگه حرومه مبدونم
.
.
دستای ما جدا شد و
دست تو رو یکی کشید
این روزگار لعنتی
خوشی به من یکی ندید
.
.
میری، برو سفر بخیر
سفر بخیر مسافرم
باور نمی کنم ولی
چه الکی منتظرم
.
.
چه انتظار تلخیه
وقتی میدونی نمیاد
وقتی هنوز عاشقی و
اون تو رو اصلا نمیخاد
.
.
آخر یه شب تو بی کسی
عمر منم سر میرسه
اونوخ می تونی که بگی
قصه به آخر میرسه

دوستان باید بگم احتمال داره در بعضی قسمتها به نظر این ترانه از ریتم خارج شده باشه ولی چون این کار روی یک ملودی گفته شده و به زودی اجرا میشه ختما خواهید شنیدش با ریتم اون ملودی سازگاری کامل داره و این قضیه به چشم نمیاد.

از این نویسنده بیشتر بخوانید: