قاتلای گل یاس

میگن که دل میمیره/توو خاموشیّ مهتاب
تو خلوت آسمون /شدم دوباره بی تاب
تو ظلمت آسمون / دلا رو غم میگیره
دل غریبو تنهام/ داره کم کم میمیره
خسته ام از ادما/ آدمای بی احساس
نماد ظلم و کینه / قاتلای گل یاس
از عشق و مهربونی / یه عمره بی نصیبم
تنهای تنها شدم / مث خدا غریبم
غریبم و تو قفس / میخونم عاشقونه
خیلی گلایه دارم / از دست این زمونه
ولی بازم با سکوت / نشون میدم عاشقم
دلم رو خون گرفته / مثلِ یک شقایقم
مثل شقایقی که میسوزه و میسازه
هیچ بلبلی نداره / تو حسرت آوازه
مثل شقایقی که / دیگه نداره ریشه
جوونه هستم اما / زدن منو با تیشه
……….
۱۴/۶/۸۷
لاهیجان

از این نویسنده بیشتر بخوانید: