دایره ی تکرار

بازم تنهایی و گریه،من و عکس تو و گیتار

دارم سرگیجه می گیرم از این دایره ی تکرار

نه راه پیش و پس دارم،نه نایی واسه ی رفتن

فقط داغون این فکرم،کجا چشمات گمم کردن؟

تا دور افتادم از چشمات به شب خورد فصل تقدیرم

به شب خورد و نفهمیدم بدونِ تو کجا میرم!

من اونقد رفتم و رفتم تا این جاده به بن بس(ت) خورد

دلم دور از تو و عطرت،تو این بی راهه ها پژمرد

من و عکس تو و گریه،من و عکس تو و گیتار

تموم لحظه هام سر شد،تو این دایره ی تکرار

نه راه پیش و پس دارم نه نایی واسه برگشتن

تو یک کاری بکن خوبم،امیدی نیس به قلب من

یه کاری کن یه بار دیگه،روزای رفته برگردن

منو پیدا کنن چشمات همون جا که گمم کردن

از این نویسنده بیشتر بخوانید: