تولد

ولومه بالا یه اتاق پر از دود
یه گریه که انگاری ناتموم بود
یه دل به سردی خود زمستون
خنده ای که یه امشبو حروم بود

بوسه سیگار رو لبای سردم
گرفته جای بوسه هاتو انگار
منتظر اومدنت میمونن
شمعای روشن نیمه جون و بیدار

ولومه بالا یه ترانه ی شاد
یه مردو اشک و گریه و هق هقاش
تو حتی تبریکم نمیگی انگار
آدم خوب قصه ی مارو باش

یه دل که سوخته پای انتظارت
شمعای سوخته پای بی کسیهام
امشبرو تا صبح میشینم انگار
من که چیز زیاد ازت نمیخوام

فقط میخوام کنار من بشینی
بگی که بی کسیم فقط یه خوابه
بگو چرا امشبو تنها موندم
هیشکی نمیدونه حالم خرابه

تولدم سقوط اشک و غم شد
مبارکه حس غریب تنهام
مبارکه یه سال دیگه سر شد
بازم منم بی کسیهام و اشکام

دوستای عزیزم این ترانه با کمی تغییرات که روش انجام شد اجرا شده

از این نویسنده بیشتر بخوانید: