بیرنگی

«بیرنگی»
رو قلبم پا گذاشتی و جا پا تو پا گذاشتم من
شدم ویلون این تقدیر،میون ناله و شیون
مث گلدون ترک خوردم،مث پاییز پژمردم
تو حبس لحظه ها تنها،روزی صد بار بی تو مردم
*
همه رنگا چه بیرنگن،بدون تو که رنگی نیست
زیر آوار بارونم،که جز رگبار سنگی نیست
بهارو با خودت بردار،ببار آروم تو این خونه
همه فصلای تقویما بدوم تو زمسونه
*
از عشقت ساده بخشیدم،به راهت نور چشمامو
بیا و زیر و رو کن با،نگاهت کل دنیامو
قیامت کن با لبخندت،منو محو تماشا کن
بذار غرق تو شم بانو،منو مهمون دریا کن

این ترانه رو روی ملودی آقای ابوالفضل مسعودی سرودم برای شنیدن ترانه با صدای ابوالفضل مسعودی اینجا رو کلیک کنید!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: