قناری

اونی که توو خاطر من      خاطره ش همیشه زندست

توی قلب عاشق من          تا نفس باقیه موندست

وقتی که به دست تقدیر     قصه عشق ما حک شد

قسمت من از زمونه       یه قناری قشنگ شد

توی حبس سینه من     پرگرفت تا اوج ابرا

قطره قطره عشق من شد     روی هم رفته یه دریا

توی این تلاطم عشق     باید آهسته شنا کرد

همه لحظه های عشقو     واسه معشوقه دعا کرد

دل نازک قناری      مثل شیشه پاک و صافه

لحظه ای غفلت و دوری     اونو از پا در میاره

کاشکی تا ابد بمونه     در کنارم بی بهونه

سر بزارم روی شونش     جون بگیرم عاشقونه

عشق آتشین من بود     مایه آرامش او

ما باید باهم بسازیم      برج زندگی رو از نو

از این نویسنده بیشتر بخوانید: