چه دردی بدتر از این

رو صندلی چرخدار، نشسته مردی مبهوت

نگاش به عکس روزی، که بین تیر و باروت

روزاشو با تفنگش، شبا با ناله سر کرد

براش چی مونده حالا، یه دنیای پر از درد

چه دردی بدتر از این، که عمری رو بجنگی

ببینی که جوونان، یه معتاد مفنگی

چه دردی بدتر از این، که هر جا پا میزاری

ببینی تو خیابون، هزار بی بند و باری

همین چیزا رو دیده، که امروزه پشیمون

کجاس یقین دیروز، یقین مرد میدون

همون مردی که پاشو، برای مردمش داد

با این چیزا چه شکی، به جون و قلبش افتاد

اینا جواب ما بود، به اون مرد فداکار

عجب جواب تلخی، که اونو داده آزار

دلش می خواد بمیره، ولی هنوز نمرده

به حال هر شهیدی، که رفته غبطه خورده

وبلاگ من: http://armanolia.blogfa.com

ترانه سرا: آرمان علیا

اگه دوسش داشتین لطفا از کلید می پسندم استفاده کنید.

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام دوست عزیز ترانه ی زیبایی بود بالاخص دو بیت اول =D> =D>
  • درود.زیبا بود.مرسی.با احترام.مهسا @};- =D>
  • سلام ترانه ی قشنگی بود از دعوتتان ممنونم @};-
  • درود جناب علیا نرانه ی زیباتون رو خوندم خسته نباشید میگم @};-
  • ترانه زیبایی بود آرمان عزیز موفق باشی @};-
  • سلام کارت خوب بود و دو بیت اول بهتر موفق باشی @};-
  • آرمین جان ترانه خوبی هست لذت بردم
  • به نظرم به جز 2 بیت اول که کیفیت شون از کل کار یه سر و گردن بالاتر بود ؛ سطحی موضوع رو پیگیری کردی تا کار ترانه رو تموم کنی . بهتر و بشتر میشد کار کرد . @};-
  • جناب علیا سلام به آدرسی که داده بودید رفتم و برایتان پیام خصوصی گذاشتم پیروز باشی
    • سلام استاد عراقی عزیز... @};- :-) ممنونم از این که نقد و نظر خودتون رو از شعر هام با کمال صداقت گفتین... @};- :-x اول از همه باید بگم که اون سالی که در پروفایلم دیدین درست نیست. بنده 18 سالمه... از بابت وزن که شما درست عرض کردین... خودم هم متوجه اشکال وزنی بودم... نمیدونم به تاریخ سروده شدن شعر ها توجه کردین یا نه؟! تاریخش بر میگرده به سال قبل... پس از سرودن اون شعر ها من دنبال یادگیری عروض رفتم و بعد برای در آوردن وزن شعر هام از اون قواعدی که خونده بودم استفاده کردم و در نهایت مشکل وزنی کارهامو دیدم... استاد... دچار افسردگی عجیبی شدم... به طوری که تا چند وقت دست و دلم به شعر و ترانه نمیرفت... احساس میکردم هر چی که سرودم به درد نخور بوده... منتها از اون جایی که مدام بیت هایی بهم الهام میشه دوباره چنگ بر ترانه سرایی زدم و فعلا در این سایت سکنی گزیدم! استاد من از وقتی که ترانه سرایی رو آغاز کردم به صورت غریزی و بدون هیچ یادگیری، وزن ترانه هامو (تا حد امکان) رعایت میکردم... ولی قواعد عروض ضربه ی بدی به من وارد کرد... به طوری که تصمیم گرفتم بی خیالش باشم و مثل گذشته ترانه و شعر بگم... در مورد اصلاح اشعارم... راستش استاد روزی که عروض اشکال وزنی شعر هامو هویدا کرد تصمیم به اصلاح گرفتم... ولی... دستم به اصلاح نمیرفت... هنوز هم نمیره... نمیدونم همه اینجورین؟؟ یا من فقط این جوریم که وقتی مهر اتمام رو در آخر شعر یا ترانه ای کوبیدم دیگه نمیتونم دست بهش بزنم و اصلاحش کنم... با توصیه ی شما درباره ادامه ندادن این کار به عنوان یک سبک موافقم! اتفاقا دلیل دومی که منو از سرودن شعر های این چنینی باز داشت همون آسیب دیدن درون مایه به دلیل رعایت قافیه بود... انصافا کار سختیه... اونم برای منی که اول راهم... تا حالا شعری رو نخونده بودم که قافیه های میانی یکی باشه... البته این به کمبود مطالعه ی بنده بر میگیره... این که کس دیگه ای مثل شما این کار رو کرده خیالم رو راحت کرد... چون از روز خلقت این شعر ها تا امروز به این فکر بودم که آیا کسی کاری این چنینی کرده یا نه؟ در مورد استفاده از واژه های قدیمی هم باید بگم که به این دلیل این کار رو کردم که شباهت بیشتری به شعر های قدیمی داشته باشه... در کل... بسیار ازتون ممنونم که وقت گرانبهاتونو برای خوندن شعرهای من و نقد و نظر دادن درباره ی اون ها کردین... واقعا به وجود شخصی مثل شما در این باره احتیاج داشتم که خدا رو شکر سوغات این سایت برای من آشنایی و شاگردی در جوار استادی مثل شما بود... باز هم ازتون سپاس گزارم... براتون آرزوی سلامتی و موفقیت میکنم... @};- :-x
  • مرسی شعر زیبایی بود منتظر کارهای جدیدتون هستم پیروز باشید @};-
  • ارمان عزیز سلام کاش امشب اینقدر خسته نبودم . قصد داشتم چیزی در مورد ترانه بنویسم و امشب یا لااقل فردا آنرا در سایت بگذارم ولی نشد . از کار که برگشتم ساعت پنج، رفتم دکتر برای گوش دردم . نوار گوش هم گرفتم خانمی که نوار می گرفت گفت هنوز خیلی گوشهایت سنگین نشده کمی خوشحال شدم ولی وقتی چندین بار(حاج آقا)خطابم کرد ، راستش را بخواهید کمی افسرده شدم . چند روز پیش هم وقتی برای بازدید از یک مخزن بتنی از نردبان پایین می رفتم عینکم افتاد و شکست . خدا را شکر شیشه اش شکست. امشب برای نمره ی عینک رفتم چشم راستم خیلی ضعیف شده بود . اتفاقا آن خانم هم که نمره ی عینکم را تعیین کرد، با همان نام (حاج آقا) خطابم کرد . آمدم خانه رفتم سراغ صادق خان. صادق هدایت را می گویم دارم تصویرش را همراه با سگ ولگرد خوابیده پایین پایش و بوف کور دانا که آن بالا ایستاده با چشمهای گرد شده از حیرت به یک جایی نگاه می کند ، برروی یک دیوارک چوبی که خودم ساخته ام ،نقاشی می کنم حالا هم جایتان خالی شام خورده ام و دیگر می خواهم بروم بخوابم . گفتند بخواب تا به خوابش بینی ای بی خردان، چه جای خواب است مرا ولی خستگی و افسردگی دارویی جز خواب نمی داند. علیای عزیز بسیار هم خرسند می شوم آن شعرهایی را که فرموده اید بخوانم افتخار خواهید داد . آدرس بدهید . فردا حتما خواهم رفت پیروز باشی
    • سلام... استاد بنده رو یاد یکی از اشعار پروین اعتصامی انداختین که میگفت جوانی را غنیمت بدار که این مرغ زیبا نماند در این خانه ی استخوانی! استاد قالب غزل آرمانی به این گونه است: ---------------* ---------------# ---------------# ---------------* ---------------* ---------------+ ---------------+ ---------------* قالب مثنوی آرمانی به این گونه است: ---------------* ---------------# ---------------# ---------------* ---------------= ---------------+ ---------------+ ---------------= این هم آدرس اون شعر ها استاد: این شعر اول: http://armanolia.blogfa.com/post-33.aspx این شعر دوم: http://armanolia.blogfa.com/post-34.aspx
  • =D> :"> =D>
  • دوست گرانقدرم جناب علیا سلام دو بیت اول آغاز ترانه ی شما خیلی قشنگ و گویا بود آنقدر گویا که اگر همانجا هم تمام می شد مطلب را رسانده بود . کاش بجای بیان آن چند درد که برگزیده اید، بیشتر به حالات شخصیت اصلی ترانه ی زیبایتان پرداخته می شد و باز هم عرض می کنم دو بیت ابتدای ترانه بسیار زیبا و عالی بود. پیروز باشی
    • استاد عراقی عزیز... با دیدن نظرتون بنده رو شگفت زده و بسیار خوشحال کردین... اتفاقا استاد از نظر بنده هم اون دو بیت اول قشنگترین قسمته ترانه م هست... چون اون دو بیت به صورت الهام اومد... و بقیه ی ترانه رو خودم ساختم... استاد شما خوب ابیات الهامی رو از ابیات غیر الهامی و ساخته شده تشخیص میدین... بسیار خوشحال شدم... براتون آرزوی سلامتی میکنم... @};- :-x
  • سلام ترانه زیبایی بود به ترانه منو از خاطرت نبر من سر بزن @};-
  • ممنون از کار خوبت موفق باشی @};-
  • سلام دوست عزیزم..موضوع خوبی بود اما دقت کن به شعرهایی که اجرا شده در این موارد..خیلی قوی تر و خیلی تحقیق می خواد نوشتن این شعر و این موضوع و از این قبیل موضوعها... اما به افتخار اینکه برای کسانی شعر نوشتین که شاید ما جوونا دیگه زیاد نشناسیمشون بهتون تبریکی از صمیم قلب میگم...ممنونم از صمیم قلب ممنونم @};- @};- @};-
  • درود بر شما برای این ترانه زیبا.
  • سلام دوست عزیز حس زیبایی داشت وآهنگ دل نشینی درودبرشما @};-
  • آفرین بادبرتو که اینقدر قشنگ ومفید نوشته بودی ولی من فکر میکنم جانبازای عزیز هیچکدوم پشیمون نباشن چون برای خدا بوده ولی اینکه دوست دارن زودتر برن درسته من با اونا بودم وحرفاشونو شنیدم ولی خیلی قشنگ گفتی افرین التماس دعا =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =
    • علی جان ممنونم از حضورت و نظرت... شما راس میگی... جان بازای ما مرد تر از این حرفان... هیچ کدومشون پشیمون نیستن... ولی من خودمو جای اونا قرار دادم و اظهار پشیمونی کردم... :-S با اومدنت خوشحالم کردی... موفق باشی... @};- :-x
  • سلام آرمان عزيز بسيار زيبا سرودي...منتظر كاراي بعديت هستم @};-
  • موضوعش واقعا جالب بود ممنونم از شما که به این قشنگی بیان کردید @};-
  • موضوع خوبه؛ وزن براي اين نوع موضوعات جالب نيست؛اگرچه آقاي سپهر بخوبي موضوعات اينچنين را با اين وزن خلق كرده اند؛اما جسارتا ايشون پرمحتوا؛احساسي و تخصصي سروده اند؛ موفق باشيد و سپاس از اینكه غافل از ايثارگران نيستيد؛
  • موضوعش واقعا عالی بود @};- =D> کلا کارتو دوست داشتم =D> =D>
  • سلام دادا،اساست ستودنیه موفق باشی @};-
  • سلام ممنون برای دعوت آمدم و خواندم. نظرم در مورد ترانه ی جناب عالی این است که، موضوع خوبی را انتخاب کرده اید، اما بهتر می توانستید کار کنید، خیلی رو حرف زده اید، موضوعتان می طلبید عمیق تر کار کنید. این ها همه نظر شخصی بنده است. گستاخی ام را ببخشید.
  • موفق باشی دوست خوبم ... ترانه ت عالیه @};-
  • سلام جناب علیا ترانه ی قشنگی بود آفرین به این احساس زیبا @};- =D> @};-