خستم از عشق های پنهونی

برکت از زندگانی ام رفته ، قلب من مملو غم و درده
چشم های نبسته ای دارم ، چشم هایی که ساکت و سرده
شادیاتو بهم نمی بخشی ، آه برگرد پیش من یک دم
با تو تکثیر می شم و اما ، می چکی از نگاه من نم نم
کاش یک دم دوباره برگردی ، باهمون خنده های تکراریت
تو که رفتی شبیه تابوته ، زندگی تو خیال اجباریت
دوس دارم دوباره برگردی ، خستم از بغض های زندونی
خستم از چشم های بی خوابم ، خستم از عشق های پنهونی
////
سید مهدی نژادهاشمی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: