… کورتاژ …

کورتاژ یک حس غم انگیزم

سمت جنون قرص بی وزنی

قلبم هنوزم تو قرنطینه اس

می ترسم از تو ، بسکه نا امنی !

 

اسمت به یادم مونده با اینکه

هر شب خیالم رو reset  می شم

اون ماجراجویی که گفتی کو ؟

باید دچار عشق عادّی شم !

 

سارا اناری توی دستش نیس

تکراریِ لیلی برا مجنون

ما اشتباهی زیر یک سقفیم

هم قد  نمی شه  سقف دنیامون …

 

بوسیدمت این بار آخر بود

بوسیدمت ، لبهام و سِر کردی

وقتی  به جای یک خداحافظ

آینده مون و منفجر کردی !

 

جرّاحی یک فال بدخیمم

تو قهوه های چشم سردی که …

هی ته نشین می شم به رویاهام

با خاطرات تلخ مردی که …

 

حالم بَده ، دست از سرم بردار

ول کن یقه ام رو جونِ ” احسانت “‌!

( آهنگ متن کاملن غمگین )

-تو بهترینی ! من نمی خوامت !

 

کورتاژ یک عشق عقب مونده ام

با ریتم قرصای جلوگیری

بی رحمی من رو ببخش اما

اینجا برای من تو می میری .

 

دست از سرم بردا… ، برو لطفن

شعری، اسیر فحش و نفرینم

حتا جنازه ام از تو بیزاره

( مثل کوزت صدساله غمگینم )

 

قحطی یک فیلم رمانتیکم

آرتیست رویاها شدن هیچه

درد من و دکتر نمی فهمه

هی با مُسکّن نسخه می پیچه

 

سرگیجه های  … هی در و دیوار  …

(( ما زندگی مون اوج مستی بود ))

با هم چه حرفایی زدیم اما

آهنگ تو هدفن مهستی بود … !!

 

تو سقط یک کابوس مشروعی

تیتراژ یک بی –فیلم- دنباله …!

از بند نافی که یه احساسه

باید جدا شد … ( لادن و لاله )

 

تلخه که عشق پشت ویترینی !

سخته که زیر ذره بین باشی !

از روی برج یک زن مغرور

عاشق ترین مَر… نقطه چین باشی …

***

لعنت به هرچی خاطره اس خانوم

باید برای من هیولا شی

از این به بعد شاید جوونتر شم

باید به فکر یک هَوو باشی … !!

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی احسان ابوالحسنی

دختران شهر به روستا فکر می کنند / دختران روستا در آرزوی شهر می میرند / مردان کوچک به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند / مردان بزرگ در آرزوی آرامش مردان کوچک می میرند / کدام پل در کجای جهان شکسته است که هیچکس به خانه اش نمی رسد ...

  • وا احسان جون خيلي زيبا بود :-)
  • خيلي خوبه مرسيييييي @};- @};- @};-
  • خیلی زیبا بود =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> لایک @};-
  • @};- @};- @};- @};- @};-
  • درد من و دکتر نمی فهمه هی با مُسکّن نسخه می پیچه =D> @};-
  • @};- @};-
  • سلام بر شما آقای ابوالحسنی . ممنونم از ترانه تون . بندهای خوبی داشت . ولی پراکندگی تصاویر گاه گاه اذیتم می کرد . و همه ی حرفها رو خانم غفوریان کامل فرمودن و من هم با حرفهاشون موافقم .... شاد بمونید @};-
  • =D> =D> =D>
  • نمیدونم چی بگم نه میتونم بگم خوبه نه بد.متعادل بود
  • نمیتونم چی بگم نه میتونم بگم خوب بودنه میتونم بگم بدبود.
  • شاید یک روز... شاید یک جای دنیا... شاید یکروز یک جای دنیا شما رو ملاقات و درباره ی ترانه باهاتون صحبت کردم... اومدم که بگم خداحافظ!
  • رای تقدیم بندهای دلنشین کارتون.
  • سلام دوباره آقای ابوالحسنی حقیقتش این ترانه تون اصلا توقعم رو از احسان ابوالحسنی برآورده نکرد. :-( ضعف هایی توی این کاردیدم که سابقا ازشما تو ذهنم نبود بندبه بند عرض میکنم. بنداول: کورتاژ لغتیه که اگربخوام حتی توی یک شعر بپذیرمش احتیاج به مقدمه چینی صحیح داره چه برسه به ترانه، چه برسه به اولّین واژه از اوّلین بند ترانه! اصلا نتونستم این بند رو درپیشانی کارتون بپذیرم.برام مثل این بود که یه سرسره رو از وسطش شروع کنم. و "وزن" و "امن" هم قافیه ی درستی نیستن، شاید حروف مشترکشون باعث شده شمارو به خطا بندازن ولی از لحاظ دستوری وموسیقایی به هیچ عنوان قافیه ی دلنشینی نبودند. بنددوم: من هم مثل دوستانی که اشاره کردن با "reset" اصلا نمیتونم کنار بیام یادمه توی یکی از ترانه های قبلیتون کلمه ی "help" رو دیده بودم اونجا هم برام دلنشین نبود اینجا که به نظرم اصلا ننشسته، واما ساده گذشتن از کنارقافیه رو تا حالا ازتون ندیده بودم، "میشم" با "شم" کاش یه قافیه برای reset میذاشتیدشاید این بندو نجات میداد. بندسوم: به نظرو جزء بندهای موفق کاربود. بندچهارم: به نظرم قافیه ی مصرع اول اصلا موفق نیست، خودم بارها به پیدا کردن یک قافیه ی خوب برای "منفجر" فکر کرده بودم ولی هنوز کلمه ای که توی کارزیبا بنشینه پیدا نکردم. بندپنجم: "هی ته نشین میشم تو رویاهام" گمونم این درست تره، بااصلاح این مورد جزو بندهای خوب ترانه است. بندششم: میتونست خیلی بهتر اجرا بشه بیت اولش یه جنس از عصیان و خشونت جذاب رو داره که بهش قوّت داده اما بازهم قافیه! "احسان" با "نمیخوام"؟! بند انتهایی هم ضربه ای که توقع داشتم نداشت. بندهفتم: نمیدونم! باوجود اینکه طرفدار صراحت توی شعرم اما تااین حد رک حرف زدن رو توی این بند دوست نداشتم. بیت دوم خیلی بهتربود. بندهشتم: موفق بود، ولی من ارتباط "کزت" رو با صدسال غمگین بودن متوجه نشدم تاجایی که یادمه چنین دیالوگی هم توی بینوایان نبود! بندنهم: فقط آفرین داره! بنددهم: ارتباط "مهستی" رو با بندهای پیش متوجه نشدم اگه مقصود غمگین بودن آهنگهایی اجرا شده توسط خانم مهستی بوده خوب من آهنگهای شاد زیادی هم ازایشون توذهنم دارم واگر منظور دیگه ای داشتین نشانه هایی که توی بند دادید کمکی برای کشف ماجرا به من نکرد. بندیازدهم: جابه جایی ارکان توی بیت اول رو بیشتر ازاونکه بتونم روی حساب تعمّد شاعر برای زیبا شدن کار بذارم روی حساب تحکم وزن میذارم و با ماجرای بند ناف و لادن و لاله هم علی رغم اینکه توضیح! تون رو به کامنت دوستان دیدم نتونستم کناربیام. گاهی وقتاراجع به یک موضوع پیش زمینه ای توی ذهن منِ شاعر هست که مخاطبم ازاون بی اطلاعه واگر توی شعرم ازش استفاده میکنم باید بتونم حلقه های ارتباطی رو درست قرار بدم اگر موفق نشم نفهمیدنش تقصیر مخاطب نیست! بنددوازدهم: بند موفقیه اما یه مسئله ای وجود داره همین اتفاقها توی ترانه تون (نقطه چین ها، بازی های زبانی پیچیده و...) باعث میشه اثرتون بیشتر از ترانه به شعر نزدیک باشه و جز زبان محاوره مؤلفه ی دیگه ای از ترانه توش وجود نداره، که مثلا اگه قرار باشه این کار روزی اجرا بشه خونده شدنش رو با مشکل مواجه میکنه، البته این مسئله راجع به ترانه های خود من هم صادقه، ودارم سعی میکنم این مسئله رو توی کارهای خودم اصلاح کنم. بند آخر : ضربه ای که از پایان کار توقع داشتم نداشت اما بند خوبی بود. واولین شعری بودکه حس کردم توش کمی پراکننده گویی نچسب وجود داره ومخاطب رو ازش دورمیکنه. سعی کردم دقیق ومستند حرف بزنم نمیدونم چقدر تونستم موفق باشم. با آرزوی ترانه هایی درخشان تر درآینده ای درخشان تر. ((سعادت نصیبتان))
    • سلام و خوش آمد به خاطر حضور مجددتون . ممنون از نقدها و نظرات ارزشمندتون. بزودی مفصل پاسخ خواهم داد .
    • با سلام و درود خدمت شما خانم غفوریان گرامی . از نظرات و نقدها و نکته سنجی شما و حوصله ای که به خرج دادید بسیار سپاسگزارم و تا جایی که بتونم با رعایت ایجاز توضیح خواهم داد (البته با احترام کامل به گفته های شما ) 1- در مورد قوافی باهاتون به جز یک مورد موافقم و توجیهی ندارم جز عجله و کم دقتی ولی در مورد "‌می شم "‌که با "‌عادی شم "‌(دی شم ) قافیه گرفتم اشتباه نکردم . در مورد کورتاژ باید بگم این واژه کاملن مستقله و معنی خاص خودش رو داره و کم کاربرد هم نیست شاید به دلیل سنگین بودن این احساس بهتون دست داده وگرنه کاملن در شعر جا افتاده است . در مورد ری ست هم باید بگم سکته کوچیک وزنی تنها مشکلشه و استفاده از واژه های بیگانه ولی پرکاربرد و حتا کم کاربرد در اشعار پیشرو به وفور یافت میشه . 2- در مورد منفجر و سر کاملن باهاتون مخالفم چون این یک نظر سلیقه ایست و به نظر من این دوتا زیبا در کنارهم نشستن . 3- هی ته نشین می شم تو رویاهام سکته وزنی ایجاد می کنه . 4- در مورد صراحت و رگ گویی :‌این هم سلیقه ای بود و رگ گویی با درجات مختلف در شعر خوبه و اشکال نیست. 5- ارتباط کزت با غمگین بودن او بوده و صدسال به "من "‌ شعر برمیگردد. 6- در مورد خانم مهستی منظور اشاره ای بنده زنده نبودن ایشون بوده که کاملن مبرهن و مشخص است و نیازی به مقدمه چینی و توضیح ندارد .گوش دادن به مرده ها به جای زنده ها . 7- بله کاملن به دلیل قید و بند وزن بوده و در مورد لادن و لاله ضمن اشاره به توضیح قبل باید اضافه کنم که موضوع اصلن هم پیچیده نیست آنها از هم برای همیشه جدا شدن و من از این موضوع استفاده موضوعی کردم . 8- من این ترانه ها را برای اجرا نمی گم و ترانه های دیگری دارم که برای اجراست و زبان متفاوتی دارد .این ترانه ها برای خوانش هستند و استفاده از علائم به دلیل علاقه شدید من به فرم آثارم جزء جدایی ناپذیر ترانه هایم هستند و خواهند بود. 9-منظورتون و از ضربه پایانی متوجه نشدم به بیت آخر و مخصوصن مصرع آخر توجه کنید ، چه ضربه و پایان محکمی جز این رو انتظار داشتید . این نقد رو هم سلیقه ای برداشت می کنم . 10 – اصلن موافق پراکنده گویی نیستم چون سوژه و تنه ی اصلی کار و شاخ و برگ آن کاملن مشخص می باشد و اگر بگویید از تصاویر زیاد استفاده می کنم باورپذیرتر هست و این هم جزو خصوصیات اکثر شعرهایم است / در پایان بازهم جا دارد از محبت و حضور دلگرم کننده و نقدهای منصفانه تان تشکر کنم . روزگارتان خوش.
      • سلام آقاي ابوالحسني نميدونم چي بگم! اگه بنا باشه بازمن بگم وشما بازتوضيح بديد اين مناظره تا مدت زيادي طول ميشكه راستش به نظرم اين مسئله كه وقتي هنرمندي بانقدي مواجه ميشه اون رو به سليقه اي بودن نقد مرتبط ميكنه وپشت گوش ميندازه اصلا مفرّ خوبي نيست ! چون باعث ميشه خيلي وقتها با اين توجيه ازكنارضعفهاي كارمون بگذريم. مثلا درباره ي همين ترانه من اولين كسي نبودم كه جانيفتادن "reset' رو بهتون يادآوري كردم وعلتش هم غيرفارسي بودن اين لغت نبود . من براساس قريحه و تجربه اين نكات رو عرض كردم وقطعا تشخيص اينكه كدومشون براي كارتون مفيد وراه گشاست با خودتونه والبته گذشت زمان! به هرحال من هم با احترام به توضيحات!!! شما من كماكان در مورد نكاتي كه عرض كردم مصرهستم وقضاوت رو ميذارم به عهده ي خودتون. ((سرافرازباشيد))
      • سلام خانم غفوریان گرامی . باید بگم که : تنها نکته ی مثبت این دیدگاه سه علامت تعجب بود . شما وقتی می گید بارها دنبال کلمه ای برای جفت قافیه ی منفجر بودید که زیبا تو کار بشینه ولی پیدا نکردید یعنی "سر" زیبا ننشسته . متر شما برای این که سر زیباننشسته چیه ؟ و اگه من خدمت شما بگم سر بسیار زیباتر از منفجر حتا نشسته چی ؟‌خوب این به دیدهای متفاوت مربوطه . آیا چون دیدگاه ها متفاوته حتمن نظر یک طرف بر طرف دیگر غالبه ؟‌این سلیقه ای نیست آیا ؟‌ یا وقتی می گید نمی تونید با ری ست کنار بیاید آیا این یک نظر شخصی نیست ؟‌ شما دلیل مسندی جز کنار نیومدن خودتون ارائه ندادید که منو واداره که قانع بشم این غیره یک سلیقه و دید مخاطب منه و ممکنه کسی هم باشه و مخالف نظر شما کاملن با این قضیه کنار بیاد. بنده مبنای ادبی و علمی برای قبول این موضوع ندیدم . یا وقتی شما می گید مولفه دیگری جز زبان محاوره در اثر من نیست و نمی تونه روزی اجرا بشه و نتیجه اینکه این یک ترانه نیست ، انتظار دارید من این نظر رو بپذیرم که چون مثلن ترانه ای قابلیت اجرا ندارد ترانه نیست و این همه ترانه که اصلن زبان محاوره نیست و زبان تقریبن رسمی است ولی ترانه است و حتا اغلب اجرا هم شده . یاوقتی در بند آخر آمده :‌ لعنت به هرچی خاطره اس خانوم باید برای من هیولا شی از این به بعد شاید جوونتر شم باید به فکر یک هَوو باشی … !! و اینطور حرف آخر زده شده و پس و کش و قوسهای روایت اینطور سیم آخر زدن تجربه شده و شما می گید ضربه آخر زده نشده من نباید جبهه بگیرم یا تعجب کنم ؟ بنده در مورد کوزت ، مهستی و لادن و لاله توضیح دادم که امیدوارم قانع شده باشید . و در ضمن بنده اشکالات قوافی ، اسارت در وزن در یک مورد و وجود صراحت بیش از حد در یک بیت را پذیرفتم و این اسمش پشت گوش انداختن نیست .و اصلن سلیقه ای بودن رد شدن و توجیه کردن نبود و واقعن سلیقه ای بودند . در پایان به عنوان تشکر سوبله از وقت ی که روی بیشتر ترانه ها میگذارید و نقد می کنید سپاسگزاری خیلی زیادی می کنم . و نکته آخر :‌ من پشیزی نیستم چه برسه به هنرمند ، وقتی می گید هنرمند یاد قطعه هنرمندان بهشت زهرا می افتم ... روزگارتان خوش/
  • سلام و درود... عاجزم از توصيف ترانتون... =D> =D> =D> فقط ميتونم بگم... با همه وجودم تبريك بخاطر خلق اينهمه حس زيبا @};-
  • جرّاحی یک فال بدخیمم تو قهوه های چشم سردی که … هی ته نشین می شم به رویاهام با خاطرات تلخ مردی که … ----------------------------------------- درود جناب ابوالحسنی ترانه ی فوق العاده ای بود مثه همه ی ترانه هاتون. همیشه خاص و متفاوت سبز باشید و مانا @};-
  • پست مدرن هاتون همیشه خوندنی ست احسان جان... موفق باشی رفیق
  • سلام آفرین .همیشه از خوندتون لذت می برم فقط شخصا reset رو دوست نداشتم می پسندم =D> =D> @};- @};-
  • درود آقای ابوالحسنی... ترانه ای زیبا و پسامدرنی را از شما خواندم... مفاهیم عمیق و حتی کمی مبهم بودن...و نیازمند تکرار در خوانش و توجهند... سروده تان واقعا مطفاوت بود...! راستی بازهم ممنون به خاطر معرفی کتاب و مقاله... پیروز باشید و مانا @};-
  • درود اندیشه کارخوب بوداما زباد طولانی بود و کورتاژ-سارا-جونِ ” احسانت “‌!- کوزت -مهستی - ( لادن و لاله )- هَوو-این ها چه ارتباطی باهم دارند؟ درکل یه سری بندهایی دیدم که هر کدام مجزا می تونست یک ترانه باشه ودر کنار هم اومدنشون هیچ جذابیتی واسه مخاطب نداشت و در اکثر کاراتون ارتباط عمودی رو ضعیف دیدم
    • ضعیف تر دبدم :-)
    • درود فراوان . حناب ابطهی عزیز . من برای تک تک این کلمات و آوردنشون دلیل دارم ولی ببخشید که دوست ندارم توضیح بدم و این نکته رو هم بگم که قرار نیست تک تک کلماتی که در هر بیت هست با بیت های قبل تر یا بعد تر ارتباط داشته باشن . با احترام به نظر شما باید بگم من در تمام بندهای عمودی به یک سوژه ی اصلی پرداختم با قرار دادن تک سوژه های کوچک تر و با کمک گرفتن از تصاویر منظورمو بیان کردم .می تونم بگم که ارتباط معنایی عمودی وجود داره ولی شاید یه جاهایی باید کشفش کنید ... مرسی از حضور شما بزرگوار .
      • درود دوباره کشف؟مگه رابطه فیثاغورث داریم حل می کنیم؟ ما راجع به ترانه صحیت میکنیم و حداکثر 8تا 10 بیت (3تا 5 دقیقه ملودی) فرصت داریم تا بتونیم با مخاطب که همشونم فیلسوف و یا استاد ادبیات نیستند ارتباط برقرار کنیم ترانه صرفا زبان محاوره نیست.قدرت تلفیق اون با موسیقی چی؟ و در کل من این کاررو شعر میبینم نه ترانه قلمت نویسا
      • سلام آقای ابطهی!/ابطحی! حتی اگر فیثاغورث رو هم شعریت ببخشیم هیچ اشکالی نداره اون رو تو ترانه جاش بدیم و کشفش کنیم!یه کم از اون دید سنتی فاصله بگیرید و ترانه رو به معنی نوعی آفرینش هنری بپذیرید، که میتونه بدون ملودی و موزیک هم اصالت داشته باشه....این ترانه ارتباطات طولی داره و منسجم و قابل قبوله...ضمنا این رو فراموش نکنید که کلیت یک اثر بیش از جزئیتش اهمیت داره!اون کلماتی رو که شما اشاره کردید از منظر کلیت ترانه بسیار درست چینش شدن... البته بنده نقد هایی هم به کار آقای ابولحسنی دارم که سرفرصت برخواهم گشت...
      • درود حسان طاهری!مهیاد لارستان! اول از همه این رو بگم که کی گفتم اصالت و ماهیت یه ترانه رو صرفا ملودی تعیین می کنه و ترانه بدون ملودی هیچ ارزشی نداره؟ خلق یک اهنگ موفق بستگی به عوامل زیاد از میکس و مستر و تنظیم کننده گرفته تا موزیسین.ترانه سرا و ... و یک کار گروهی نیاز به تلاش همه عوامل داره و قدرت و ضعف هر کدام در نتیجه نهایی اثر تاثیر می زاره چه بسا ترانه هایی بودند که روی کاغذ حرفی واسه گفتن نداشتند و با تلفیق موسیقی دلنشین و موثر شدن وبر عکس ترانه هایی که روی کاغذ قوی بودن و متاسفانه با اجرای و ملودی ضعیف به او جایگاهی که باید می رسیدند نرسیدند از کی تاحالا اعتقاد به اجرا و درنظر داشتن امکان تلفیق یک ترانه با ملودی دیدگاه سنتی محسوب میشه؟ ترانه رو وسیله ای برای ارتباط انتخاب کردیم که بتونیم دغدغه های اجتماعی و عاطفی و... با زبان ساده به مخاطب برسونیم و عاملی که به کلاممون روح می بخشه و این ارتباط رو موثرتر میکنه بی شک موسیقیه منظور از فیثاغورث هم پچیده نکردن ترانه و ارتباط اسان با تمام مخاطبین درهرجایگاه اجتماعی بود.رابطه فیثاغورث .و هر کلام دیگری که در کامنت های قبل نام برده شد رو میشه شعریت بخشید در صورتیکه در جایگاه درست و با پرداخت قوی انجام شه البته نقدتونم دیدم یه روزی؟یه جایی؟شاید؟شاید فردا دیر باشه بهتره انسان ها تا هستند هر کمکی و راهتمایی که از دستشون برمیاد واسه هم انجام بدن حالا می رسیم به کامنت بعد جناب مهمدی(محمدی) بدون تعارف نظر شما رو بی اساس و غیره اصولی ترین نقد دبدم و به تنها چیزی که دقت نکردی (متن) بود اینجا با متن روبه رویی نه رزومه کاریه من باز 4تا کار تو این اکادمی دارم نه صرفا یه اسم تایم ملودی امروزه معمولا بین 3تا 5 دقیقه س واین رو فکر میکنم هر مبتدیم میدونه درمورد ترانه و تلفیق موسیقی هم که بالا توضیح دادم نگران یغما نباش خودت چی تو چنته داری؟ و دلیل اجرا نشدن اکثر ترانه های یغما به دلایلی زیادی برمیگرده که دلیلی واسه توضیح نیست اینجا ... ولی مطمعنا نداشتن قدرت تلفیق ترانه با موسیقی نبوده و خوشحال میشم یه ترانه از یغما نام ببری که در 3تا 5 دقیقه ملودی نشه گنجوند(کلیت رو میگم البته استثنا هم وجود داره که کمتر از 3 یا بیشتر از 5 دقیقه س) .چون هنوز وجود خارجیت ثابت نشده(جز یه اسم) ترجیح نمیدم وقت بیشتری صرف کنم واسه پاسخ گویی در اخر توقع نطر دادن کاربرانی که نقش پیام بازرگانی رو در اکادمی دارند و میان و نطر میدن و بعد از یه مدت ناپدید میشند رو دارم
      • با سلام . باید بگم با این گفته که ما باید اونقدر ساده حرف بزنیم که همه مخاطبا در هر رده حرف ما رو بفهمن مخالفم. هر مخاطب بسته به نوع دید و دانش خودش برداشت متفاوت و متغیری از یک ترانه واحد داره و این زیباییهای ترانه است .اگر مخاطبی بگه من از این ترانه هیچ منظوری نفهمیدم من باختم رو می پذیرم ولی اگر حتا از یک بند هم منظورم رو برداشت کنه بازهم من کارم رو کرده ام . در مورد یغما هم باید بگم ایشون ترانه هایی دارن که حدود 2 صفحه میشه و واقعن در 5 دقیقه نمی گنجه . این واقعیت داره به رقص در سلول انفرادی ایشون اگر نگاهی بیندازید به وفور از این دست ترانه ها یافت می کنید .
      • من گفتم زبان ساده و قابل فهم نه ساده نویسی ویا نداشتن شاعرانه گی اگه انتظار شما از مخاطب در یک بند خلاصه میشه دیگه جای حرفی نیست و نباید با معیار ترانه ایده ال سنجید
      • جناب ابطحی فکر میکنم این قصه ها که "تو کی هستی و معلوم نیست از کجا اومدی و..." برای تخریب شخصیت قدیمی شده و همه واقفند که این حرف ها نشانۀ ضعف گوینده ش هست، اگر کسی نگاه کوتاهی به ترانه های شما و در کنار اون ترانه های جناب ابولحسنی یا جناب طاهری داشته باشه براش خیلی جالب توجه خواهد بود که شما با اصرار بر نظرات ناپخته و شخصی با چه تعصبی سعی در آموزش این عزیزان دارید! و جالب تر اینکه فکر می کنید فقط خودتون هستید که میدونید ترانه چیه!!! از آقای ابوالحسنی به خاطر اینکه به اندازۀ 2 تا کامنت پیج ایشون رو شلوغ کردم عذر میخوام.
      • جناب ابطحی بدون تعارف نظر شما ضعیف ترین نظری بود که در تمام مدت حضورم در این سایت دیدم 3 تا 5 دقیقه ملودی؟!!!!! این مقیاس و تراز تعداد ابیات ترانه ست؟! شما خودت چند تا ترانه ی اجرا شده داری؟ تازه اگر هم داشته باشید که فکر نمیکنم چند اجرای قابل قبول از ترانه هاتون وجود داره؟! اگر همه مثل شما ترانه رو زیر سلطه و یوغ موزیک میدیدند علنا با این وضع موزیک و فالش خون های تازه به دوران رسیده ما هرگز هیچ ترانه و ترانه سرای موفقی نداشتیم.... نسبتِ کارهای اجرا شده از ترانه های یغما گلرویی (یک ترانه سرای موفق) به ترانه های اجرا نشده ش چقدره؟ 10 درصد هم نیست! پس 90 درصد دیگر آثار ایشون شامل روابط فیثاغورث میشن و ترانه به حساب نمیان!!! چون غالبا هم در 3 تا 5 دقیقه ملودی نمیگنجن!! واقعا چرا خود ایشون به مساله ی مهم پی نبردند؟! حتما از یه طریقی بهشون اطلاع بدید که لااقل بعد از استعفاشون از ترانه سرایی به تعریف غلطی که از ترانه داشتند پی ببرند!!!! توقع خوندن چنین نظراتی رو در چنین جمعی! نداشتم
      • ترانه ای که قرار به موسیقی دارد باید به محض رسیدن به گوش هضم شود ولی وقتی ترانه ای که پشت آن تفکر و معما و پیچیدگی وجود دارد شاید به درد موسیقی نخورد که صددردصد هم نیست اما عادت دادن مخاطب به راحت طلبی و نیاندیشیدن مشکل امروز ماست .
      • به عنوان کامنت اخر هر دوستی که در این اکادمی ترانه می زاره و جنبه انتقاد رو نداره می تونه قسمت فرستادن دیدگاه رو ببنده و یا بنویسه انتقاد نشود تا دوستان تکلیفشون رو بدونن
  • سلام احسان جان تصويرهاي قشنگي تو كارت اوردي سارا اناري توي دستش نيست / تكراريه ليلي برا مجنون/ما اشتباهي زير يك سقفيم/هم قد نميشه سقف دنيامون اما بعضي از واژه ها تو ترانت خيلي سنگين خونده مي شن مثل كورتاژ وreset @};-
    • سلام جنا عباسی عزیز / ممنون از محبتت و حضورت . در مورد reset باید بگم خیلی با خودم کلنجار رفتم تا تصمیم به تعویضش نگرفتم و هنوزم زیاد از بودنش راضی نیستم . ولی کورتاژ موردی نداره و به نظرم به جاست .
  • سلام احسان عزیز. خیلی زیبا بود. @};- @};- @};- اما یکجاش من حس کردم جابجایی ارکان هست البته اختیارات هم میتونه باشه که حمل به اختیارات میشه برای شما نه جابجایی و یک جا هم فکر میکنم که فعل رو باید چیز دیگه باشه که حمل به اشتباه تایپی میکنم. زیبا بود و لایک. تو سقط یک کابوس مشروعی تیتراژ یک «بی –فیلم- »دنباله …! از بند نافی که یه احساسه باید جدا «شد» … ( لادن و لاله ) بی فیلم که همان فیلم بی دنباله منظورتون بوده مسلما چون بی فیلم دنباله به نظر من معنی نداره. باید جدا شد هم با فعلی که در بیت قبلیتون آوردید هماهنگ نیست ، حس میکنم باید بشه : باید جدا شن ... (لادن و لاله) و اینطوری دیگه مشکل زمانی هم پیش نمیاد. ببخشید پر چونگی من رو. شادزی.
    • سلام امیررضای بزرگوار. ممنونم از بابت حضورت . جواب سوال اول رو خودت دادی و در مورد سوال دومت :‌باید این نکته رو بگم که جدا شدن به لادن و لاله اشاره نمی کنه بلکه آوردن لادن و لاله برای تاکید جدایی همیشگی بوده و اینکه حتمن میدونی که لادن و لاله از قسمت سر بهم وصل بودن و " از بند نافی که یه احساسه "‌ اشاره به موضوع دیگه ای داره که دوس ندارم زیاد توضیح بدم . همیشه از نظراتت ستقبال می کنم .موفق باشی.
      • ممنونم از پاسخت. @};- مشکل دوم به لادن و لاله نبود و اتفاقا من همین قطعه از کار رو خیلی پسندیدم. مشکل به « شد » بود که من گفتم « شن » بشه برای خوندن و همچنین از لحاظ زمانی با بیت قبلیت هماهنگ میشه. شادزی.
      • سلام مجدد/ باید بگم جدا شد به لادن و لاله برنمی گرده دوست عزیز و باید جدا شد مثل لادن و لاله ... همین و می تونم بگم / ببخشید .
      • وای احسان جان تازه تصویر اینجای شعر رو به صورت کامل گرفتم. واقعا لایییییییییییییییییییییییییییییک
  • سلام دوست من... هيچوقت از خوندنت پشيمون نشدم
  • سلام.ترانه ی بسیار زیبایی بود.از خواندن این ترانه بسیار لذت بردم.اما فکر می کنم قافیه ی بند اول و دوم و ششم و سیزدهم اشتباه باشه @};-
  • تو سقط یک کابوس مشروعی تیتراژ یک بی –فیلم- دنباله …! از بند نافی که یه احساسه باید جدا شد … ( لادن و لاله ) =D> =D> =D> @};- لایک @};-
  • درود جناب ابوالحسنی عزیز از ترانه بسیار زیباتون واقعا لذت بردم احسنت قلمت پرمهر سپاس @};-
  • سلام کارتون و دوس داشتم به لاله و لادن که رسیدم به یاد گذشته افتادم چون اونا در شهری که من زندگی می کردم زندگی می کردند حتی در یک مدرسه راهنمایی البته انها یکی دوکلاس از من بالاتر بودند دخترای شادی بودند خیلی یادشون کردم @};-
  • من خیلی لذت بردم همیشه گفتم که خیلی سبک کاراتو دوس دارم واقعا عالی بود لایک و لایک و لایک =D> =D> =D> =D> =D> =D>
  • سلام آقای ابوالحسنی گرامی چه کیفی داره اول بودن! :-) تجربه ی قشنگی داشتید تو این ترانه اما... بذارید یه کم خرافاتی بشم نظراول رو با انتقاد شروع نکنم اما ترانه جای بحث زیاد داره. اگه عمری باقی بود برمی گردم. (آرامش نصیبتان)