تا هفتا مقصد اونطرف تر پیشِ چشمامِ...

تا هفتا مقصد اونطرف تر پیشِ چشمامِ…

پشت تپش های دلم، دنیایی از شوقِ
شوقی که بیرونم کشیده از دل شک ها
خوابی که میبینم دلیلی بر رهاییمه_
پروازِ هرشب با گروهِ بادبادک ها…
معنیِ حرفِ سینه سرخ و زاغ ومیفهمم
مثلِ درختِ تشنه ای که آب و میفهمه
ماهیِ حوضِ خونه رو وقتی که میبینم
میگه شبا درد و دلِ مهتاب و میفهمه…
با چشمه ها جاری شدم از شب نشینی هام
با دسته هایِ قویِ عاشق خیلی حظ کردم
هرجا که راهم رو به سمتِ نور سد دیدم
بی استخاره راهِ دنیامو عوض کردم…
با آسمون گرمم دوتامون یارِ تو غاریم
حتّی خدا طرحِ رفاقت چیده با ماها
تا هفتا مقصد اونطرف تر پیشِ چشمامِ
اینجوری لذّت میبرم از خارِ تو پاها..
بعد از طلوعِ صبح و دیدارِ من و خورشید
با سبزه ها گفت و شنودِ تازه ای دارم
گاهی اگه خسته م دوباره تازه میشم از
اون خنده ای که پُشتِ هر خمیازه ای دارم…
هر وقت میرم سمتِ ساحل شُل روی شنها
مرغای دریاییِ دورم شعر میخونن
گاهی تعجّب میکنم از این صدف ها که
دردایِ قلبم رو چجوری آخه میدونن! …
هر زخمی مهمون تنم شد جاش رو چشمام بود
اینقد که مهمون خونه کردم جُفتِ چشمامو
وقتی که تنها هم شدم جایِ غُر و ناله
هر روز و شب تنها دعا کردم عزیزامو….
من از دلِ تاریکیه محضم زدم بیرون
نوری که میتابه رو زخمام عینِ تسکینه
ساده نبود امّا شد آخر، سخت، آسون شه
حالا برای یک نفر دیگه….دعام اینه…

https://www.academytaraneh.com/114974کپی شد!
137
۷
۲

  • امید پردلی درود این ترانه منو یاد ترانه مرداب اردلان انداخت که گوگوش اجرا کرده از ترانه های مورد علاقمه خیلی آفرین به شما
    • رسول آدینه ممنونم امید عزیز تبریک بابت حسن انتخابت در مورد شعر استاد سرافراز ولی این مورد برای شبه شاعری مثل من ضعف محسوب میشه و باید از نزدیکی نوشته هام به بزرگان اجتناب کنم ممنون بابت اظهار نظر با ارزشت
  • آزاده ربانی درود برشما. فضاهای جذابی رو به تصویرو به حیطه ی حس مشترک آوردین بسیار به نظرم خوب بود و در مورد یارتو غار و فرمایش جناب عباسی عزیز، یا ره غار (بجای کسره از ه بدل کسره استفاده کردم چون کیبورد گوشیم کسره نداره) اصطلاحی ست که باب است اما در اینجا به ضرورت روایت شعری فکر نمیکنم یارتو غار ایرادی داشته باشه. در هر صورت بسیار عالی بود .موفق باشید
    • عليرضا عباسي سلام خانم ربانی عزیز/ با توجه به تصویری که در ترانه وجود داره این قسمت مشکلی نداره و میشه گفت کارکرد جدیدی از یارو غار خلق شده، اما من میخواستم ببینم که رسول آدینه این مصرع رو اگاهانه نوشته یا نه که شما پیش دستی کردی و معادلات منو بهم زدی /احتمالن خود رسول عزیز توضیح میده.
    • رسول آدینه تشکر فراوان از سرکار خانم ربانی عزیز حرفی باقی نموند برای من جز تشکر از اظهار لطفتون امیدوارم همیشه پاینده و سلامت باشید
  • عليرضا عباسي سلام بر رسول آدینه ی عزیز/ کم کم ترانه هات دارن رنگ فلسفی به خودشون میگیرن/با آسمون گرمم دوتامون یارِ تو غاریم/ میگیم یاروغار به معنی رفیقی که تو غم و شادی آدم شریک باشه /نه یار تو غار/اگه منظورت اینه که به درستی از این کلمه استفاده نکردی /هر وقت میرم سمتِ ساحل( شُل) روی شنها/این واژه یکی اینکه به زبان ترانه ت نمیاد دوم اینکه خیلی روو/ یه پیشنهاد که هم این کلمه حذف بشه و این مصرع شاعرانه تر شه / هروقت تو ساحل میشینم رو تن شنها/برات بهترین هارو آرزو دارم.
    • رسول آدینه علیرضای عزیز مخلصم برادر آقا در خصوص زبان شعر بشدت باهات موافقم شل رو شن غر و ناله چیده با ماها هیچ قرابتی با تسکین/گفت و شنود/تپش های دل ندارن و اصولا فضای ذهنی آشفته ای که انگار بین گذشته و حال گیر کرده ملموس هست و حتما سعی میکنم تا شاید درست تر بشم در خصوص یارِ تو غار دقیقا سرکار خانم ربانی پاسخی داد که مد نظر من هم بود و اینکه بهتره بگم در مقابل نگاه موشکافانه ت به فریادم رسیدن :) ممنون از حضورت