۵۰ سالگی

۵۰ سالگی

نرو از پیش من بانوی آواز
دلم محتاج گرمای نگاته
صدای تو شدم اما هنوزم
تماشا کن سرم رو زانوهاته

کنار تو به آرامش رسیدم
جهانم فارغ از سردرگمی شد
تموم عمرمو پای تو دادم
تماشا کن موهام جو گندمی شد

*
این عادت نیست وقتی که نگاتو
توی تموم حرفام می پرستم
ببین پنجاه سال عبادتم رو
تو رو جای نفس هام می پرستم

همه شب پرسه های بی سرانجام
کنار تو سلوک عارفانه است
صدایی که تو تاریکی می میره
تو دستای تو ماه جاودانه است

اگر چه من برای با تو بودن
همیشه عاشق و بی تاب بودم
اگه بیدار نمی کردی صدامو
تموم عمر شاید خواب بودم

*
این عادت نیست وقتی که نگاتو
توی تموم حرفام می پرستم
ببین پنجاه سال عبادتم رو
تو رو جای نفس هام می پرستم

H.sh

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/114147کپی شد!
136
۲
۲