غروب ماه

غروب ماه

ببین به یک نگاه تو
دوباره ماه طلوع کرد
خدا کنار من نشست
پرستشو شروع کرد

غروب ماه س رفتنت
شب سیاه س رفتنت
غم تو می کشه منو
ببین گناه س رفتنت

بری هوا رو می کشی
پرنده ها رو می کشی
خدا نشسته رو بروت
بری خدا رو می کشی

چشات کلام آخره
یه جنگ نا برابره
منو می گیره از خودم
به این شکنجه می بره

به بغض عاشقا نخند
به این ترانه ها نخند
به گریه ی شبونه ام
به آخرین صدا نخند

به شهر قصه ها نرو
جدا نرو جدا نرو
نمی شه بی تو سر کنم
نرو تو رو خدا نرو….

H.sh

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

77
۱