عاشق بارونم

من عاشقِ بارونم و
عاشقِ عاشق شدنم
عاشق اون لحظه ای ام
که تومیای به دیدنم
.
وقتی میای از راه دور
ازکوچه های بی عبور
میرسی آرومم کنی
عاشق این رسیدنم
.
وقتی بغل وامیکنی
حستو رسوا میکنی
تووی همین عاشقیا
عطرت می مونه رو تنم
.
ستاره های چشم تو
گم میکنن راه شبو
وقتی که بارونی میشی‌
می باری روی پیرهنم
.
دوسِت دارم،عاشقتم
توهم منو دوستم داری؟
بگو تو هم عاشقمی
که تشنه یِ شنیدنم
.
این خاطرات بی شمار
نمیدونی چن تا بهار
ازاین دیار به اون دیار
به سمت تو کشیدنم
.
دلم میخواد داد بزنم
عشقتو فریاد بزنم
بگم که عاشقت شدم
من از تو دل نمی کنم
.
این عشق و این صداقتت‌
یه عالمه رفاقتت
این سلسله نجابتت
به پای تونشوندنم
.
وقتی که بارون می زنه
چشم خیابون به منه
می پیچه توی کوچه ها
قصه ی عاشق شدنم
.
بارونِ رویِ شیشه ام
عاشق تر از همیشه ام
کاشکی بفهمی حالمو
دلتنگ باتو بودنم
.
من عاشق بارونم و
عاشق عاشق شدنم
عاشق اون لحظه ای ام
که تو میای به دیدنم
.
وقتی میای از راه دور
گُرمیگیره قلب صبور
عاشق اون لحظه ای ام
که پشت در میگی منم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

118
۴
۲