درد بی درمون....

درد بی درمون

با هر صدایی سمت در میرم
میگم شاید تو در زده باشی
میگم شاید تنها شدی ، بازم
به من ساده سر زده باشی

از بس نشستم رو به دلتنگی
دنیام داره دلشوره می باره
با تو چرا اینارو من می گم؟
اصلا مگه فرقی برات داره؟

عاشق نبودی تا بفهمی که
دلتنگی یعنی درد بی درمون
عاشق نبودی پس نمی فهمی
اشکی رو که جا مونده توو بارون

کز کردم اینجا کنج تنهاییم
مثل یه بغض توو گلو مونده
ببین من اونم که جوونیشو
پای یه لبخند تو سوزونده

اما تو اونی که حواسش نیست
به عمری که جاریه روو گونم
به خاطر عشق تو این روزا
مردم بهم میگن که دیوونم

 

66
۴
۲

درباره‌ی سجاد فرهادی

سجاد فرهادی شاعر و ترانه سرای ایرانی در سال ۱۳۶۹ در بندر گناوه استان بوشهر متولد شد. او از نوجوانی سرودن ترانه را آغاز کرد که آثارش در آثار او در مجلات و روزنامه های ادبی چاپ می شد و علاوه بر ادبیات در زمینه علوم کامپیوتر نیز فعال بوده و فارغ التحصیل رشته مهندسی نرم افزار کامپیوتر است. آثاری از ایشان در کتاب های مشترک ” ترانه سرایان ایران ۹۸″ و ” کوچه باغ پاییز ” منتشر شده است. سجاد فرهادی در زمینه ادبیات کودکان نیز فعالیت مستمر داشته و دو اثر با نام های “خواهر” و “زمستون” او منتشر شده است. کتاب مجموعه ترانه های سجاد فرهادی با نام “منو پاییز می فهمه” توسط نشر ایزدقلم به بازار کتاب ایران عرضه شده است