ظن

خلیل و مه‌رو

کاش میشد کمی بلد باشم
تیغه را بر حریم ظَن بزنم
ذاتِ خُنیاگرانه پیشه کنم
قَطعه‌ای با نوای زن بزنم

کاش بودی و مست می‌کردیم
در سکانس زِنایه مُفسده‌ها
ضبط تصویر بوسه بر لب تو
گور بابای شهر و مُحصنه‌ها

کاش خواب تو را نمی‌دیدم
کاش ازاین حقه دست برداری
جُرعه‌ای چای را ضمیمه کنی
یا که فنجان قهوه قاجاری

کاش، اما، ولی، اگر، این بار،
حرف بی‌ربط و حُکمِ دارو بود
عقل انکار و قلب ما اصرار
ماجرا از #خلیل و #مه‌رو بود

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • درود . خواندم و لذت بردم چند جا به نظرم می شد زیباتر باشد اما بطور کل خوب است ولذت بردم. قلمتان مانا
  • درود برشما و عرض خوش آمد اثرتونو خوندم چند جا یی مواردی به نظرم هست که قابل عرضه اول این که تیغ کشیدن اگر منظورتون هست در بیت نخست تیغه کشیدن را بهتره اصلاح بفرمایید تیغه معنی لبه رو میده ویا به ابزاری که در دستگاهای خاص برش بکار میبرن میگن و اگر میخواستین اشاره به تیغ کشیدن کنید بروی کسی یا چیزی میبایست تیغ بگید و نه تیغه در بیت پایانی که اشاره به خلیل و مه رو کردین در واقع تلمیح اگه منظورتون هست برای مخاطب بی سابقه ی ذهنی خوبه در پانویس حتما ذکر بفرمایید اشاره به چه و به کدام منبع دارید و ارجاع و رفرنس بدین ودر مورد مفسده ها و‌محصنه هم که مورد قافیه مسامحتا وجود داره در هر حال معلومه که میتونید خوب بنویسید با کمی دقت و با مطالعه و کار بیشتر حتما کارهای منسجم تر و بهتری ازتون خواهیم دید کارها تون رو دنبال میکنم شماها هم کار دوستان رو ببینید واگر موردی به نظرتون اومد کامنت کنید اینجا هستیم که باهم باشیم واز هم بیاموزیم و دلسوزانه همدیگر رو با دادن نظر ونقد همراهی کنیم موفق و نویسا باشید
  • ترانه ی زیبایی بود 👏فقط نمیدونم چرا جدیدا تواکثر ترانه ها از قهوه قاجاری مینویسند .انگار کلیشه ای شده ولی بنظرم واژه چای یا قهوه خالی هیچ وقت تکراری نمیشه🙈
  • درود بر تو ای غزلسرای عزیز