باید نفس کشید

سوسوی آرزو، فانوس زرد تب
داغی دلهره ، از چکه های شب

رو کاغذ سفید ،طعمِ گسِ شعور
حرفای بی صدا ،شعرای بی غرور

اینجا ترانه ها غمناک و خستهَ ن
یا داد میزنن یا دلشکسته َن

اینجا هوای خوب اینجا هوای ناب
یعنی دوچشم تر ، یعنی دو چشم خواب

دل تازه میشه با ، قانون دردودل
بیرون که میزنی از رخت آب وگل

گاهی از این قفس میشه پریدو رفت
با چشمهای خیس از سرزمین ِ تَفت

باید فرار کرد جایی نفس کشید
باید یه پاره دل جای قفس کشید

باید دعا بشیم ؛ آمین ؛ با خدا
بی باوری ما تسبیح غصه ها

259
۱۵
۶

  • درود برشما بانوی گرام . اثر شما را خواندم و لذت بردم . بنده به طور کل هر اثر را با توجه به اندک سواد موسیقیایی، ترانه را با آهنگ در ذهن خود تداعی می کنم. البته این را هم میدانم که لازم نیست هر ترانه به آهنگ و تراک موسیقی ختم شود از این رو مواردی به ذهنم میرسد که خدمتتان عرض می کنم. خط داستانی ترانه را در جاهایی مخاطب را را گیج و گنگ می کنه. شما از ابتدایی ترانه با رنج و غمی درگیر می شوید که رنج با توجه به نوع کلام، پنهان است مثل "فانوس زرد تب" و یا "داغی دلهره" ، کلام در این نقطه شما را آماده می کند که راز درد پنهانی را قرار است بازگو کند و با توجه به کلام "سوسوی آرزو" این انتظار از اثر می رود که این حادثه ناشی از نرسیدن به آرزویی و یا از بین رفتن آرزویی باشد. در بیت بعدی شما دنبال کشش بیت اول هستی و پی دلایل اتفاق می گردی که در بیت دوم اثر شما را به محیط و تأثیر اتفاق بر شرایط می برد و عملا خط داستانی از دست می رود و اما بیت سوم "اینجا ترانه ها غمناک و خستهَ ن / یا داد میزنن یا دلشکسته َن" به نظرم شاه بیت ترانه است پر محتوا، کشنده، دارای کلام با آواها و اکسنت خوب صدایی، مغرور و پر تنین، جذب کننده و ترانه ها داد می زنند اما در سوکتی غمناک و شکسته شده اند که به نظرم بسیار خوب است. بیت بعدی که در توصیف بیت بالاست و به نظرم شاید از کلماتی بهتر بشود آن را کارسازی کرد" اینجا هوای خوب اینجا هوای ناب / یعنی دوچشم تر ، یعنی دو چشم خواب" در بیت بعدی دوباره خواننده از خط داستانی اثر دور می شود. بیت بعد و بیت بعدش به نظرم کشش خوبی دارد اما جای بهتری برای ورود به ترانه داشته باشد. نکته اینکه این دو بیت رابطه تصویر سازی خوبی با هم دارند "گاهی از این قفس میشه پریدو رفت / با چشمهای خیس از سرزمین ِ تَفت---- باید فرار کرد جایی نفس کشید / باید یه پاره دل جای قفس کشید"و اما بیت آخر "باید دعا بشیم ؛ آمین ؛ با خدا / بی باوری ما تسبیح غصه ها" انتظار داریم ارتباط و اتفاق بیت اول برای شنونده توضیح داده شود "سوسوی آرزو، فانوس زرد تب / داغی دلهره ، از چکه های شب" یا به تعبیری با توجه به وزن ترانه شاید بشود به این گونه نگاه کرد "سوسوی آرزو، باید دعا بشیم ؛ " "فانوس زرد تب، آمین ؛ با خدا " "داغی دلهره ، بی باوری ما" "از چکه های شب، تسبیح غصه ها" که به نظر تکلیف ترانه را نمی بندد و ریسمانی باز ، رها در فکر را ایجاد می کند. آرزوی سلامتی و سربلندی حضرتعالی را دارم . و این درخواست را می نمایم که شما و بقیه اساتید، آثار این حقیر را بررسی و اعلام نظر فرمایید. در پناه حق ، یا حق. احسان فرهنگ
  • خانوم ربانی عزیز استاد جان من شاگرد تازه کار رو هم دنبال کنید تا نوشته های من مثل شما ناب بشود
    • سلام من اصلا استاد نیستم این که یادت بمونه ولی چشم به کارهات سر میزنم شما هم به کارها سر بزن نظرتو بگو هر ایرادی از هر مطلبی به ذهنت میرسه بنویس با این کار در واقع ایراد هایی رو که میگیری در کارهات نخواهی داشت اون موارد رو واگر نظرات بچه هارو که بررسی کردند ترانه ها رو چه در کامنت زیر ترانه ها چه در بخش نقد ترانه ها که در ستون افقی بالای ص در سایت هست بری نقدهارو بخونی یک دید خوبی نسبت به تکنیک ها و آداب نوشتن دستت میاد به علاوه ی این که عضو کانال تلگرامی بشو ودر اونجام ترانه هارو ببین بخون و همه ی اینها واقعا کمکت میکنه والبته مطالعه هم عمومی هم مطالعات خاص موفق باشی
  • این‌جا ترانه‌ها غمگین و خستهَ‌ن یا داد می‌زنن یا دلشکستهَ‌ن👌 لذت بردم بانو جان🌸
  • بسیار زیبا ...عالی ...
  • با افتخار لایک تقدیمتان
  • درود بانو سبک این ترانه با کارای همیشگیتون فرق داشت راستش دوبار حین خوندن برگشتم ببینم نام ترانه سرا رو درست خوندم بهرحال لذت بردم و باید بگم مثل همیشه زیبا سرودین و اینبار البته کمی متفاوت سبز بمانید
  • درود درود درود