وسوسه ی محال

وسوسه ی محال

واشده روی خنده هات پنجره ی خیال من سرابه سهم لحظه هام وسوسه ی محال من

آسمونه دلشکسته ، یه غروب سرد و مبهم
روتن دلخستگی هام،خاطرت همیشه مرهم
لاله ی مردابیه دل ، هنوزم داره بهونت
گریه دلتنگه برای ، گوشه ی دنج روشونت

سنجاقکای خاطرم،وصله به گوشه ی نگات
انگار پیچیده تو یادم ،نت سمفونیه صدات
واشده روی خنده هات ،پنجره ی خیال من
سرابه سهم لحظه هام،وسوسه ی محال من

منو نگاه منتظر ، تو رخنه ی کابوس تر
یه شب بیا به این خوابو،چشمامو تا رویا ببر
دل شقایق خونه از ، هجوم پردرد گله
این تلخیه دل آشوبو ، بیا بگیر از فاصله

اگه عشق تو نباشه ، شوره زاره دنیای من
همخونه ی ابرا شدی،مردابی شد دریای من
نمیشه همسفرت شم،دیگه خاک پاهامو بسته
بیا تازوده ببار ، رو تن این مرداب خسته

سنجاقکای خاطرم،وصله به گوشه ی نگات
انگار پیچیده تو یادم ،نت سمفونیه صدات
واشده روی خنده هات ،پنجره ی خیال من
سرابه سهم لحظه هام،وسوسه ی محال من

287
۳

درباره‌ی فهیمه میرشکار

درود خدمت دوستان و هنرمندان عزیز./ از نگاه زیباتون برای خوندن اثرم تشکر میکنم./ و امیدوارم روزی شاهد اجرای ترانه هام باشم.../ درحال تحصیل در رشته مهندسی کامپیوتر هستم اما علاقه اصلی من از دوران نوجوانی رشته ادبیات و شعر و ترانه بوده و هست.../ باتشکر از مدیریت آکادمی سرکارخانم ربانی عزیز./ FAHIMEMIR35@GMAIL.COM

  • آفرین عزیزم روی زخم خستگیام خاطرت همیشه مرهم بعضیا جاها دیگشم یه تغییرات کوچلو به قول خودمون خوردکک میخواد کلیتش خیلی عالیه در ضمن آذر ماه بر شما خجسته باد بین خودمون هم باشه بنده هم آذریم بریکلا
    • سپاس از راهنماییت همشهری و آذرماه شماهم مبارک???
    • البته اینم بگم من میخواستم خود کلمه" زخم" رو بکارنبرم و از " دلخستگی" بجای یه زخم استفاده کنم یعنی منظورم از "تن دلخستگی" همون" تن زخم دلخستگی" بود برای شاعرانه ترشدن امیدوارم منظورم درست بیان کرده باشم