جزیره

(جزیره)

 

تو بازم نیستی مثه همیشه و

زیر اسمت مینویسم…غایب

شدی…یک ایالت خود مختار

یا مثه جزیره ای بی صاحب!

 

آره اون جزیره که دوس داره

بیخیاله همه شه…راحت شه

بیخیالی خوبه گاهی..اما

وای از اون روز، که یک عادت شه!

 

تو شبیه اون مسافر بودی

که توو جاده ها..به راه افتادو

دل برید از همه و..عاشق شد

اما از چاله به چاه افتادو

 

زندگیه هر کی مال خودشه

اونو هر جوری بخواد می سازه

اما هرکی که گذشته شو فروخت

یه روز  آینده شو هم میبازه!

 

نمیگم نرو..فقط اگه  میری

قدماتو یه کم آروم بردار

همه ی پلا رو  پشتت  نشکن

لااقل یه راه برگشت  بذار!

 

………………………………………

 

من هنوز جزو یه سرزمینی ام

که درسته..توش بلا  بسیاره

اما از جزیره بودن..قلبم

با تموم خوبیاش..بیزاره

 

وقتی دنیا توش پر از دو رنگیه

خودی  و غریبه..فرقی نداره

زخمو ..آخر از همونی می خوری

که بهت… از همه نزدیکتره!

 

عاقبت نداره…اون رابطه  و

اون رفاقتی که توش کلک باشه

دیگه خسته م…از غریب و آشنا

بشکنه  دستی که بی نمک باشه!

 

( عباس مقدم )

@moghaddam2255

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

83
۶
۱
۲