باور نکن

باور نکن

(باور نکن)

مهرتو چون باران

و من …دشتی کویرم

از بی تو بودنها

در این ایام.. سیرم

میلی به آزادی

ندارم…تا بمیرم

وقتی که در زندان

عشق تو اسیرم

اخر تو باشی

آسمانم آفتابیست

مخصوصا آن وقتی

که موهایت شرابیست

میخواهی ام یا نه

عذاب،..این بی جوابیست

بامن بمان این

خانه در حال خرابیست

باور نکن اما

سرا پا بیقرارم

باورنکن از دوریت

ابر بهارم

باور نکن آتش به دل

چشم انتظارم

اما من این حال بدم

را دوست دارم

پاییز ..بیرحمانه

آمد ..پرپرم کرد

باران غم بارید و

سرتا پا ..ترم کرد

عشقت مرا آتش

زد و خاکسترم کرد

تنها که بودم

آمدو تنهاترم کرد

امکان ندارد ..من

به شدت سخت گیرم

تو عاشقم باشی

من از ذوقت..نمیرم؟؟

گفتی فراموشم کن

اما.. ناگزیرم

غیر از جدایی

هر چه گویی
می پذیرم!

( عباس مقدم )
@moghaddam2255

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

104
۲
۱
۱