ترانگی

ترانگی

ادامه میدم این شبو تا برسم به خواب تو

ادامه میدم این شبو
تا برسم به خواب تو
شبیه رود جاریم
در تب اضطراب تو
تو آن ستاره ای که از
صحنه ی شب گریختی
به جان دردمند من
تب ترانه ریختی
تو لحظه رسیدنی
تو شور شاعرانگی
مرا ببر از این سکوت
به لحظه ی ترانگی
تو فصل دل سپردنی
تو فکر سبز ماندنی
تو‌ در گلوی زخمیم
شوق دوباره خواندنی
صدا اگر بریده شد
گلو اگر دریده شد
سینه ی عاشقانه ها
اگر به خون کشیده شد
در انجماد لحظه ها
بهانه ی بهار باش
به خاک خشک باورم
تو‌ دست جویبار باش
ادامه میدهم تو را
تا که پر از صدا شوم
از این حصار لحظه ها
به دست تو رها شوم
امید پردلی

96