ای هم صدا

ای هم صدا

ای هم صدای قلب خسته از این زمانه

امید:
ای هم صدای قلب
خسته از این زمانه
ای شونه ی تو مومن
به گریه ی شبانه
آغوش تو پناهگاه
چشم تو چلچراغه
دست تو دست بارون
تو فصل خشک باغه
تو از کدوم ستاره
رو تن شب چکیدی
تو از کجای قصه
تو از کجا رسیدی؟
باید برای چشمات
یه شعر تازه باشم
دوست داشتنت رو باید
رو شیشه ها بپاشم
باید برای قلبم
از تو بگم دوباره
باید بخونم از تو
با لهجه ی ستاره
ای واژه واژه خوبی
ای گریه گریه دریا
ای لحظه لحظه از تو
لبریزم از تمنا
امید پردلی

152