بیا بیا به جنگ تن به تن بیا

بیا بیا به جنگ تن به تن بیا

بیا بیا به جنگ تن به تن بیا برای وا کردن قفل من بیا

امید:
بیا بیا به جنگ تن به تن بیا
برای وا کردن قفل من بیا
منی که جنگ نکرده مغلوب توام
منی که عاشق بد وخوب توام
بیا بیا به سمت بی قراریم
تو مرهم عزیز زخم کاریم
مرا بکش به سمت التهاب خود
مرا بنوش در شب شراب خود
که دستهای تو شبیه باورند
که چشمهات مستی دو ساغرند
شراب بوسه را بپاش بر تنم
مرا بگیر از شب شکستنم
به خاک سینه ات مرا هلاک کن
تن مرا به غسل بوسه پاک کن
ستاره شو ستاره ای که دور نیست
بیا که قلب من دگر صبور نیست
امید پردلی

81