توقف

توقف

و زمین و زمان توقّف کرد

 

مرگ در پشتِ جان، توقّف کرد

کبریا منتظر نشست و بعد

کُلّ ِهفت آسمان، توقّف کرد

پرده ای روی کائنات آمد

همه ی لامَکان، توقّف کرد

جبرئیل امین فرود آمد

وحی در ناگهان، توقّف کرد

نه کسی در عُروج می رفت و

همه ی پرنیان، توقّف کرد

مُردگان، زندگان شدند و بعد

نَفسِ زندگان، توقّف کرد

کاروان، گرمِ حرکتش شد تا…

ناگهان،کاروان توقّف کرد

کودکی تشنه تازیان می خورد

دستِ بر تازیان، توقّف کرد

تیرِ سرکش به سمتِ گردن بود

فکرِ پشتِ کمان، توقّف کرد

کاش درکوفه، ایستگاهی بود

خوب می شد در آن، توقّف کرد

آمنه نقدی پور

از کتاب معراج خون

​​​​

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی آمنه نقدی پور

آمنه نقدی پور ساکن اصفهان کارشناس ادبیات ارشد سراینده کتابهای: "سایه ای به نام عشق" "معراج خون" "یک جفت پای دار" "بیدومجنون" "خفته ای برمزارعشق" "آرزوهای بی هدف" و چند اثر دیگر . لطفا برای سفارش ترانه و تماس با من به وبلاگم مراجعه کنید. لینک وبلاگم👈 amenehnaghdipour.blogfa.com

  • غزل خوبیه با وزن اگه درست بگم فاعلاتن مفاعلن فعلن اما در اجرا خیلی سخته از این نظر که اجرای خاصی میطلبه تصاویرش رو به خوبی دریافت کردم موفق باشید