واژه واژه از تو میگم

واژه واژه از تو میگم

واژه واژه از تو میگم تا تو برگردی کنارم

واژه واژه از تو میگم
تا تو برگردی کنارم
سر شونه های حسرت
عمریه بی تو می ذارم
تو نباشی گل زردم
تنی آکنده ی دردم
روح سرگردون کوچه
دست تا همیشه سردم
منو از شب شکستن
منو از فاجعه کم کن
منو قربونی چشمات
اون نگاه محترم کن
تو همونی که میتونی
شعر بارونی بخونی
میتونی ریشه ی غم رو
تو وجودم بسوزونی
شعر لحظه های خواستن
واژه ی دلبستگی تو
تکیه گاه نا تمام
لحظه های خستگی تو
ای همیشه با تو بودن
حسرت این تن ویرون
تک درخت قلب من رو
بگیر از باغ زمستون
منو پر کن از بهانه
ببرم به عمق آغوش
دستمو بگیر که سرما
تا ابد بشه فراموش
امید پردلی

109
۱