چشم سیاه تو

اسم شب خورشید چشم سیاه تو

اسم شب خورشید چشم سیاه تو شب زیر رو میشه با یک نگاه تو

امید:
اسم شب خورشید
چشم سیاه تو
شب زیر و رو میشه
بایک نگاه تو
در خنده بارانی
در گریه لبخندی
دنیا سیاه میشه
چشماتو می بندی
ای در سکوت تو
صد حنجره آواز
هر نغمه ات با صد
ناگفتنی دمساز
در پشت این دیوار
شوق سفر داری
در این قفس داری
اندیشه ی پرواز
در باغ احساسم
تو شاخه ی نوری
چون قلب من نزدیک
اما ازم دوری
ای باور خورشید
در ذهن یخ بسته
ای سایه بان امن
واسه تن خسته
از اسم خوب تو
در تن نفس دارم
شوق پریدن رو
در این قفس دارم
از فکر آغوشت
پر میشه آغوشم
با یاد تو رخت
خوشبختی می پوشم
امیدپردلی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

99