تو بگو مگه کی هستی

تو بگو مگه کی هستی

توو کدوم دیارِ خونت رو کدوم قله نشستی

ای عزیز همه دنیا تو به من بگو کی هستی

بگو از کجاى دنیا از کدوم جاده رسیدى

از حوالىِ کدوم باغ واسه شب ستاره چیدى

تو شبیه جنگل و دشت یا کویر خشک و داغى

روشنى مثل ستاره یا که سوسوى چراغى

مثل معجزه عجیبی بوی بارون میده دستات

باغی از پونه و یاسِ هوای خوب نفسهات

توى هر شعر و ترانه ردى از اسم تو دیدم

من به هر راهى که رفتم آخرش به تو رسیدم

خواستنى فقط تو هستى واسه داشتنت هلاکم

پیش تو که آسمونی من شبیه مشتی خاکم

تو بگو مگه کی هستى که شدى دار و ندارم

که مثل حادثه موندى توى ذهن روزگارم

تو بگو مگه کی هستی که هوا بی تو هوا نیست

بین این همه غریبه کسى جز تو آشنا نیست

میخوام عاشق تو باشم لحظه هامو زیرو رو کن

تن یخ بسته مو گاهى با نفسهات روبرو کن

من فقط با تو میتونم رو غرورم پا بزارم

دلم و پیش دل تو بى بهونه جا بزارم

توو ضیافت حضورت شب دلتنگى میمیره

سحر از گرمى دستات از تن تو جون میگیره

توو هجوم بى پناهى آخرین پناه من باش

وقت ویرون شدن من تگیه گاهى به تنم باش

(داوود نصیری)

از این نویسنده بیشتر بخوانید: