ترانه

برو

دلنوشته

تو بودی و من و رویای پرواز، چه راحت قلبمو تسخیر کردی

درست وقتی که میشد عاشقی کرد، تو دستای خودم تغییر کردی

درست وقتی که میشد عاشقی کرد، منو تا اوج دل کندن کشیدی

نمیدونم که روی عکسم حالا، چه تصویری به جای من کشیدی

برو، فریادم اینجا بی جوابه، برو، قصری که ساختم روی آبه

برو، شاید که طوفانت بخوابه، برو …

حقیقت گریه های تلخ من بود، از این لحظه مسیر ما یکی نیست

نمیدونی چقد سخته بگم که، جدایی انتهای زندگی نیست

اگرچه سرنوشتم با همین حال، اسیر دست یک بن بست میشه

به پشت سر نگا کردم ببینم، کی با تو بعد من هم‌دست میشه

برو، فریادم اینجا بی جوابه، برو، قصری که ساختم روی آبه

برو، شاید که طوفانت بخوابه، برو …

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

266