ترانه

آشفتگی

مث یه بغض کهنه توو گلومی که بامن موندنو ترجیح میدی زیارت میکنم از دور شاید دوباره بی قراری هامو دیدی

مث یه بغض کهنه توو گلومی

که بامن موندنو ترجیح میدی

زیارت میکنم ازدور شاید

دوباره بی قراری هامو دیدی

یه روزی شاید این بغضا منو کشت

نمی دونی که من چه حالی دارم

مرتب میکنم آشفتگی مو

همه دردامو روی هم می زارم

کتاب کهنه که خوندن نداره

منو ازنو نخون ،از یاد رفتم

یه روزی عاشقم میشی دوباره

یه روزی که دیگه برباد رفتم

مث یه چای تلخ قند پهلو

همیشه من کنار تو نشستم

هنوز اخمات توی خاطرم هست

درسته چشممو روی تو بستم

یه روزی میرسه توی خیابون

به یادم گریه سرمیدی و میری

یه روزی یاد گنجشکت میفتی

کلاغارو که پر میدی،ومیری

میدونم راه ما باهم یکی نیس

که این دنیا میخواد باهم نباشیم

از اول گفته بودی قسمت اینه

که قسمت نیس باهم دیگه ماشیم

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: