شال سفید

کاش خدا وقتی میخواست دلها رو مال هم کنه

از میون اسممون فاصله هارو بر میداشت

کاش میشدکه دست من با دستت آشنا میشد

کاش مارو کنار هم حتی توی قفس میذاشت

مگه میشه نباشی بدون تو نفس کشید

مگه میشه یاد تویه دم فراموشم بشه

جای خالیت همیشه خالیه توی زندگیم

رفتی تا یه دنیاغم بی تو هم اغوشم بشه

سهمم از تو این نبود برام یه رهگذر بشی

چند روز پیشم بمونی بعد عازم سفر بشی

یه چیزی بهت بگم حالا که تو میخوای بری

عشق هرکسی شدی بهش نگو مسا فری

مثل من حال وهوات ابری و بارونه همش

میدونم با گریه ها عمرتو داره میگذره

توی این دنیا نشد که سقفمون یکی باشه

بلای جونم میشه اوون همه یادو خاطره

دربا دربا دلخوشی بی تو مثه زهره برام

غم رفتنت منو پیرو زمنگیر میکنه

بی تو دیگه گم میشم توی کویر بی کسی

فک نکن که حال من بعد تو تغییر میکنه

بعد تو گریه هامو باغصه قسمت میکنم

بی تو دلتنگیهامو دیگه به هیچکی نمیدم

تنها دلخوشیم شده یه دفترو شال سفید

دیگه اومد به سرم از هر چی که میترسبدم

سهمم ازتو این نبود…………….

از این نویسنده بیشتر بخوانید: