«دور افتاده»

۱۴۳۶۴۷۲۹۲۵۷۱۶۰۱۱
« دور افتاده »

آخر رابطه ی ما… اول تنها شدن شد
تو گذشته ها نشستن …تنها آرامش من شد

تو غروب رفتن تو… با نگاه خیس و سردم
رفتن دلخوشی هامو… ساده بدرقه میکردم

محکوم شدم به بی کسی… از بعد اون رفتن و قهر
به سمت من نشونه رفت… انگشت اتهام شهر

گاهی وقتا با چش( چشم) خیس… پشت پنجره میشینم
توی هر ساعتی باشه… دائما غروب میبینم

مدتیه حس میکنم… که تو رو توی راه دیدم
اشکامو که پاک میکنم… میفهمم اشتباه دیدم

تا کی نگاه من باید… درگیر این جاده بشه
هرکی میاد از دور٬ میگم…« این دیگه حتما خودشه»

آخر می افتی از چشام… وقتی دلم شکسته شه
درست مثه اون لحظه که… یه چشم خیس بسته شه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام خانم حسين خاني نوع نگاه شما به ترانه برام جالب است.با اينكه از ريتم خارج ميشين ولي در اجرايي شدن كار با ملودي قابل پوشش است.موفق و برقرار باشيد.
  • زیبا بود بانو حسین خانی عزیز...موفق و پایدار باشید...
  • زیبا بود بانو حسین خانی عزیز... پاینده باشید...
  • خانم حسین خانی... درود افتخار داشتم برای اولین بار ترانه ای از شما رو بخونم؛ ترانه تون احساس خوبی داشت و از لحاظ برداخت هم خوب کار شده بود مخصوصا شروع ترانه رو دوس داشتم (آخر رابطه ما، اول تنها شدن شد) و از قافیه های خوبی بهره گرفته بودین... ولی یه نکته ای به نظرم اگه رعایت می شد بهتر بود، قطعا خودتون واقف هستین که ترانه تون در بعضی جاها از وزن خارج میشه که اگه دلیلش بر این هست که بر اساس ملودی سروده شده، بهتر بود که ماکت کار هم ضمیمه ترانه میشد تا مخاطب از سردرگمی در برقراری ارتباط با ریتم خارج بشه... سبز باشید به مهر
    • سلام جناب اعلایی.. تشکر از حضور گرم و توجهتون به ترانه. ممنون از لطفتون..اما در مورد وزن اگر جای بعضی از ابیات باهم عوض بشه مکمل هم در ریتم خواهند شد اما بعلت روایت موضوع(دکوپاژ) قرارگیری ابیات به این شکل هست.. خوشحال میشم نظر جنابعالی رو در مورد ترانه ی «روبروی دریا» هم بدونم.
  • سلام عزیزم ترانهی زیبا و با احساسی بود... اما مشکل وزنی داشت قافیه هاتون خوب بود
  • سلام و درود...بسیار ترانه زیبا و اجرایی هست...موفق باشید