دریا زدگی

دریازدگی

 

پس مونده هاتو ازکجا باید بگیرم

وقتی که فرقی بین دریا وتنت نیست

رفتی ببینی که تهِ دریا کجایه

گفتم نرو،راهی واسه برگشتنت نیست

 

پیراهن خیس تو روی  ماسه پهنه

من ازکجاش باید تو رو بیرون بیارم

ازجیب خالی یاسرآستینای پارت…

سرروی سر شونه ش به جای تو بذارم؟

 

بوی تو پخشه توی ساحل لای موجا

حالم بده، حالم بده، حالم خرابه

باید یکی پاشه بگه بسه، تمومه

هرچی که می بینی فقط کابوس وخوابه

 

اما کسی پیدا نشد جز سایه هایی

که تا خود صبح دور من هی راه رفتن

مه شد، همه رفتن، کسی چیزی نگفت و

قایق سوار خسته از پیشم گذشتن

 

شرجی این روزا گمونم که قراره

واسه همیشه روتنم باقی بمونه

من موندم وتنها نشونت روی دستم

بایه کمد پیراهن از تو توی خونه

 

دورگلومو یک نفرمحکم گرفته

دریازدگیمو کجا بالا بیارم

پنجشنبه ها دریا که جای خلوتی نیست

باید کجا باتو قرارامو بذارم؟

 

“من از کجای شعر تورا در بیاورم” سیدمهدی موسوی

۱۳۱