بهونه
نگیر ای دل دیگه اینقد بهونه
میدونم که دلت چشمه خونه
شدی واله و شیدا ای دل زار
نمی یاد اون دیگه هرگز به خونه
مکن اینقد تو بیتابی شب وروز
غم و داغ فراقت رو میدونه
تمومه روزو شبها گریه کردی
شدم از دست توای دل دیوونه
دیگه (عرفان) مده دل رو به ناکس
که عمری رو چو اون حیرون میمونه
مینویسم ..تو بخوان
آغوش تو
پنجاه درجه