شبگرد

من یه رقاصه ی شبگردِ مریض
که به دنبالِ تو می گرده هنوز
کسی که فکر می کنه تو عاشقی
شبا رو تیر می زنه به قصد روز

خوبه من چند تا ماهو کشته باشم؟
توی چاهی که همش عکسِ تو بود
هنوز از رفتنت آروم نشدم
جنگ ِ من با دشمن ِ فرضی چه سود

می شکنم از این هوای بی کسی
داره می رقصه زمین دور سرم
هی می گردم پی تو، تو کوچه ها
که ببینم تو رو باز دور و برم

که ببینم هر دومون مثل ِ نفس
کم میاریم توی ِ دیوونگی و
داریم می خندیم و باور می کنیم
باز پرنده پر زد از توی قفس

یادمه اون کوچه هایی که من و
می رسوندن به خط و خال ِ لبت
همین که رو دستای من خاطره هست
خوب می دونم که می میرم از تبت

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی نرگس حفیظی

اصالتا لرستانی، ساکن اصفهان، فوق دیپلم گرافیک، لیسانس روابط عمومی و فوق لیسانس جامعه شناسی دانشگاه اصفهان، کارمند هستم و به دنبال خانواده ای شاعر و علاقه مند به هنر و ادبیات، آمده ام یاد بگیرم. عریان؛ مانده در برهوت خیره به آسمان به هیچ چیز و همه چیز می نگرم لابه لای ستاره های مدفون شده در چشمانت "نرگس"

  • یه ترانه ی معمولی
  • سلام بانو حفیظی. تصویرسازی های خوبی توو کارتون بود ولی بنظرم برخی جابجایی های ارکان مثل جنگ من با دشمن فرضی چه یود خیلی جالب نیست. هم چنبن خط و خال لبت رو هم نپسندیدم. کار زیباتون با یه ویرایش عالی میشه. موفق باشید بانو.
    • سلام آقای قاسمی خوشحالم که امضاتون پای ترانم هست. حتما یه ویرایش اساسی نیاز داره. از نظرات شما دوستان هم ترانه استفاده می کنم و این باعث افتخار من هست. ممنون که همیشه هستید. با آرزوی بهترین ها
  • سلام نرگس عزیز ترانه تونو خوندم سعی شمابرای تصویر سازی وابلاغ حس هنوز در برخی ابیات به بلوغ وشکوفایی نرسیده اگرچه اون حس ایجاد تصاویر روییده در تن ترانه تون اما هنوز جوانه های فکر به بلوغ شکوفایی نرسیده اما فصل شما فعلا فصل تجربه و تکرار ه و کارنیکو کردن از پرکردن است به قول حضرت نظامی پس هم پرمایه مطالعه کنید هم پر وبسیار تمرین کنید و مطمعن هستم از بهترینهای آکادمی خواهید بود چون جسارت و جرات قلم زدن رو دارید و قطعا ابزار لازم رو هم در این راه به حس شاعرانگیتون اضافه میکنید ومیشود آنچه باید بشود اما در یک نظر اجمالی ترانه تون به نظرم بد نبود بلکه میتونم بگم خوب هم بود اگرچه جای صیقل و تراشیدن پیکری زیبا از این تفکر شاعرانه هنوز وجود داره و با ویرایش کوچکی زیباتر خواهد شد منتظر ترانه های بعدی تون هم هستم میام میخونم ونظرمم میگم یه دفه دیدی اومدم دیدم اوه ه ه چه عالی بعد گفتم آفرین چه عالی شده ترانه ت بعد یادت باشه یه کلاه بخری که بندازی ش از خوشحالی به هوا ????????بسیار هم ممنون نرگس عزیز و لایک
    • سلام آزاده ی عزیز ممنون که پای ترانم اومدی و احساس زیبا و نظر شیوات رو برام نوشتی. من هم مثل یه مجسمه سازم. دارم توی قالب های مختلف خودم رو محک می زنم و قطعا تا رسیدن به نقطه ای که خودم راضی بشم خیلی فاصله هست و این فاصله رو دوستای خوبی مثل شما با نظرات ارزندتون برام کم می کنید. تا بلوغ و شکوفایی راه زیاده و قطعا با مطالعه سعی می کنم این راه طولانی رو میان بر بزنم. دقیقا دارم سعی می کنم جسارت و جرات قلمم رو زیاد کنم و امیدوارم که این تلاش حتما جواب میده. راستی من عاشق کلاهم و قطعا برای همچین روزی ثانیه شماری می کنم. روزی که خودم قلبا از خودم و کارهام راضی باشم. سپاس که هستی. با آرزوی بهترین ها
  • سلام نرگس عزیزم ترانتون رو خوندم بسیار زیبا و دلنشین بود ولی چیزی که در این ترانه نظر منو جلب کرد این ین بند بود که ببینم هر دومون مثل ِ نفس کم میاریم توی ِ دیوونگی و داریم می خندیم و باور می کنیم باز پرنده پر زد از توی قفس که مصرع اول رو با مصرع آخر این بند قافیه کردین آیا این بصورت عمدی بوده؟؟؟؟؟
    • سلام سورمه جان. ممنونم که پای ترانم اومدی. خوشحالم که دوست داشتی. آره عزیزم عمدی بوده و خودم متوجه شدم کمی عجله کردم توی بندهای وسط ترانه. انشاالله توی ویرایش سعی می کنم بهتر بشه. با آرزوی بهترینن ها
  • سلام و درود خانم حفیظی ترانه ی دل چسب و زیبایی سرودید ، با واژه های زیبا و پرداختی مناسب و البته تخیلی شکوفا و احساسات ناب ............. پیروز باشید
  • سلام دوست خوبم ...با اجازه نظر خودمو در رابطه با این ترانه میگم ;هر چن مشکلی وزنی خاصی تو کار شما حس نکردم اما متاسفانه این ترانه موزون و دارای ریتم نیست شاید دلیل عمدش ضعف تالیف و گاها جابه جایی نامناسب ارکان باشه..برای مثال ۲مصرع اخر بند دوم ٫ هنوز از رفتنت اروم نشدم ...اینجا فعلی به عمد حذف شد منظور شما این بوده که بعد رفتنت هنوز نتونستم اروم بشم و این مصرع کمی گنگ به نظر میرسه. جنگ من با دشمن فرضی چه سود..جابع جایی ارکان داره در واقع منظور شما این بوده که با دشمن فرضی جنگ سودی نداره. مصرع اول بند سوم میشکنم (از )این هوای.... به نظرم میشکنم (توو) این هوای بی کسی مناسبتره... بند چهارم به نظرم تو سرایش یکی از ضعیفترین بندا باشه .که ببینیم هر دومون مث نفس کم میاریم تووی دیونگی...این دقیقا چه معنی میده؟ نمیفهمم مگه ادم توو دیونگی نفس کم میاره!!! یا اینکه ادامش داریم میخندیمو باور میکنیم باز پرنده پر زده از تووی قفس...باز هم متوجه نمیشم با کی به چی میخندی؟ اگ حتی تو خیالت با معشوق داری به همه اینا فک میکنی نقش اون پرنده که از تو قفس پر زده چیه؟؟ نکته بعد اینکه دیونگی با قفس قافیه نبست احتمالا قفس و نفس مدنظرتون بوده... بند اخرم باز هم ضعف تالیف تو تمام مصرها هست مصر اخرش خوب میدونم که میمیرم از تبت...از تب کسی مردن امکان پذیره؟؟ ونکته اخر اینکه دو مصرع اخر از وزن اصلی خارج شده در کل خسته نباشید میگم بهتون همین که سعی کردی ترانه متفاوت بنویسی یعنی که مستعد نوشتن بهتر از این هستی. با کمی تلاش مطمئنن پیشرفت چشمگیری میکنی....موفق باشی
    • سلام دوست عزیزم. یاسمین جان چقدر خوشحالم و به خودم می بالم که دوست خوبم اینقدر دقیق ترانه رو خونده و نظرش رو برام می نویسه. این همون چیزی هست که من مدتهاست دنبالش هستم. قطعا نظرات شما چراغ راهی برای ما تازه کارهاست که بتونیم خودمون رو پیدا کنیم. "با مثال هنوز از رفتنت آروم نشدم" با احترام به نظرم گنگ نیست و همین طور "جنگ من با دشمن فرضی چه سود" جابجایی ارکان داره اما اینجا هم فکر نمی کنم این جابه جایی هم گنگ به نظر برسه. با نظر شما در مورد مصرع "می شکنم از این هوای بی کسی" موافقم و بند چهارم رو هم می پذیرم. در افسانه ها داریم که عاشق از تب معشوق مرده من بیشتر از این مضمون استفاده کردم. خوب عاشق اول تب می کنه دیگه. نکاتی که گفتی رو حتما توی کارهای بعدی استفاده می کنم و مهمتر اینکه سعی می کنم با عجله اثری رو به ثبت نرسونم. این دفاعیات از یه شاگرد تازه کار هست و قطعا شما در این راه بیشتر از ما می دونید و ما داریم یاد می گیریم. خیلی ممنونم که بهم سر زدی و خوشحال میشم که این نقدهای کوبنده و صریح رو پای کارهام ببینم. با آرزوی بهترین ها
    • سلام آقای زرین. فرستادم. با سپاس از شما
      • سلام خانم حفیظی تشکر از شما
      • سلام خانم حفیظی . تا این لحظه ایمیلی از طرف شما نیومده لطفن دوباره امتحان کنید یا توو خصوصی برام بفرستید با سپاس از شما
  • سلام و درود بانو حفیظی عزیز... ترانه زیبایی ازتون خوندم... موفق باشید
    • سلام و درود بر شما آقای صنعتی. چقدر خوبه که می بینم هستید. حضور شما دوستان باعث دلگرمیه و امیدوارم که همچنان نویسا ببینمتون. خوشحالم که ترانه رو دوست داشتید. با ارزوی بهترین ها
  • سلام و درود به خانم حفیظی عزیز و گرامی ترانه جالبی ازتون خوندم و فکر میکنم دارین قالب شعریتون رو پیدا میکنین با نظرات مصطفی عزیز موافقم و چیز اضافه تری ندارم بگم امیدوارم هر روز شمارو بهتر و بهتر ببینم موفق و موید باشید .
  • سلام و درود خانم حفیظی گرامی... روایت و ریتم ترانه رو دوست داشتم... و پرداختش هم زیبا... ولی دو نکته: 1- منظورتون از شبا رو تیر می زنه به قصد روز متوجه نشدم!!!!! 2- یادمه اون کوچه هایی که من و/می رسوندن به خط و خال ِ لبت/ فکر می کنم استفاده از ترکیب خط و خال لبت رو از روی اجبار برای هم قافیه کردن با می یمرم از تبت استفاده کردین. احساس می کنم کوچه ها و خط و خال لب و ... موضوعیتی در اینجا نداره.... سبز و پرترانه باشید
    • سلام آقای اعلایی. ممنون. خوشحالم که مورد پسندتون بوده. در مورد نکته ی اول باید بگم که توی مصرع بعد از "شبا رو تیز میزنه" گفتم که "خوبه من چند تا ماهو کشته باشم" همون سنگی هست که ما به عکس ماه توی چاه می ندازیم. یعنی درواقع خواستم به همچین مضمونی اشاره کرده باشم که نمی دونم موفق بودم یا خیر. در مورد نکته ی دوم بله حق با شماست و فکر می کنم در انتخاب عجله کردم. سپاسگزارم که هستید. با آرزوی بهترین ها