مبهم

یه عکس بدون قاب
یه شعر مبهم رو کاغذ
یه تصویر تار از تو
اینجا روبروم هس
یه پنجره بی پرده
دو تا سایه دورتر از کلبه
یه فریاد پر از سکوت
یه واژه پر از جمله
یه سیگار وارونه
روی لبهایی که تلخه
یه قصه با یه نور کم
مث فنجون بی قهوه
صدای فریادی بی صدا
یه جغد بی پر ته جنگل
یه کابوس توی بیداری
یه لبخند از سر وحشت
یه شعر مبهم و گاهی
یه موسیقی بدون واژه
یه خورشید خاموش و بی نور
کمی مبهم کمی واضح
یه دنیای تیره و تاریک
یه ساعت که معکوسه
یه فرد مبهم سوم
که لبهاتو میبوسه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام پیام عزیز. سبک خاصیه واسه ترانه سرایی.مطمئما با ممارست بیشتر میتونی با همین شیوه کارهای خیلی خوبی خلق کنی. موفق باشی رفیق.
  • سلام دوست عزیز. ممنون بابت ترانه. من با ترانه ی شما یه سوال توی ذهنم شکل گرفته و اون هم اینکه دوست دارید کلمه های هم وزن رو به کار ببرید یعنی چی؟ اینکه قافیه ایراد داره و شما هم با آگاهی این کار رو انجام میدید. با آرزوی بهترین ها
    • سلام دوست گرامی خانم حفیظی ... قافیه که صد در صد ایراد داره ولی همونطور که گفتید با آگاهی انجام شده چون کار برای اجرا سروده شده و مطمئنم با شنیدن کار نظرتون عوض میشه...بازم ممنون که وقت گذاشتید و ترانه رو خوندید و انتقاد کردید
  • سلام و درود دوست عزیز... استفاده از قافیه هایی آوایی در این ترانه رو دوست داشتم... سبز باشی به مهر
  • درود دوست عزیز ترانه زیبایی بود فقط ایراد قافیه داشت منظور تون از جغد بی پر رو هم نفهمیده موفق باشید
    • درود نیما جان ... ممنون از لطفت ... در مورد قافیه کاملا حق با توست و باید اینو بگم که اگه ترانه های قبلی منو نگاه کنی همین ایرادو دارن چون خودم دوست دارم کلمه های هم وزن رو به کار ببرم...در مورد جغد بی پر هم باید بگم که استعاره از کسیه که لخت تو آغوش یکی دیگس