بعد تو، با تو

روزی یک گل سرخ به عادت دیرینه می چینم
به نوا های ادل گوش می سپارم
و می نویسم برایت
شعر هایی که بی مخاطبند و با مخاطب
می خندم
تو نیستی ، با خاطرتت شادم
هنوز به اشتباه عطری که تو دوست داشتی را می زنم
هنوز هم در دنیای تو أم و تصویری خارجی فقط با آن تصویر در تصویر است
هنوز هم به تو معتقدم و به عشقم
بعد ماه ها به خود دروغ می گویم
با تو حرف های عاشقانه می زنم
در اتوبوس برایت می نویسم
آنقدر که تو بودی کنارم نمی چسبد
ولی بی تأثیر هم نیست
تمام دلم را به ارزان فروختم
شاید بگویی هیچ ارزانی بی دلیل نیست
گویا به خدا هم همین را می گویی
هیچ چیز قبل و بعد تو تغییر نکرده
فقط برایم معناهای متفاوتی دارند
فقط تو آزادی و مرا به سماق مکیدن برگشتی امکان ناپذیر بگذاشته ای

م.اثیر.             ۱۳:۱۹.        ۹۴/۰۹/۱۴

از این نویسنده بیشتر بخوانید: