بگو چی شد

یه بغضی تو گلومه
کارم دیگه تمومه
از انتظار میمیرم
به بد کسی اسیرم
کاش حالمو بفهمی
ندارم از تو سهمی
شدی همه زندگیم
تموم شد افسردگیم
کجا منو جا میزاری،کجا میری بدونم
مگه میخای بمیرم،چطور زنده بمونم
داری میری تو بی من،گفته بودی باهاتم
چرا دروغ میگفتی،باز غرق مشکلاتم
اینجا واسم جهنمه
حق من از دنیا کمه
فقط تو رو میخاستم
نخاستی من شکستم
من که بدی نکردم
شدی مرحم دردم
بگو چی شد که رفتی
قلبتو پس گرفتی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • ضرباهنگ کار خوب بود ولی به نظر بنده ، هرچی کار به سمت هجای پایین نوشتن ، کشیده میشه، محدوده تصویرسازی و خلق تعابیر نو ، کمی سخت میشود. به قول معروف دست آدم بسته تر میشه. هرچند در مقابلش تسلط روی وزن و ریتم کار بیشتر میشود. ولی با این اوصاف میشد بیشتر و بهتر کار بکنید. متاسفانه در کار شما ، هرچی گشتم که یک حرف نو ( حتی در محدوده هفت هجایی نوشتن از نظر تقطیع) ، و یا حداقل زاویه دید متفاوتی ببینم ، متاسفانه شاهد همچین چیزی نبودم. یک روایت خطی و یکنواخت و اگه ناراحت نمیشید کسل کننده. از آغاز کار تا پایان کار. میشد کل حرف و حال و هوایی رو که میخواستی به من مخاطب برسونی ، در یک یا دوبند برسونی و در بقیه بندها ، فضاسازی و کلمات پخته تر و جذابتری رو چاشنی کار بکنید . و در نهایت به یه پایان بندی خوب و قوی برسی. کارتون نقطه ی A ، نقطه ی B ، و نقطه ی c در نهایت نداشت. هر بیت و یا مصراع کارتون ، میتونه مطلع کار باشه و کار رو از اونجا آغاز کرد. حتی دو خط آخر کارتون! ترجیع بندتون هم به اصطلاح، هیچ حرف تازه ای و اشاره ی جالبی نداشت. البته متاسفانه این نوع ترانه ها رو به کرار ، بنده در موسیقی امروز شاهدش هستم. اما خداروشکر هنوز در حد و اندازه های خواننده های ضعیف و یا کم نام و نشان هست و به خواننده های مطرح و خوبمون ( که به انگشتان دست هم شاید نرسند)، سرایت نکرده است. *موفق باشید*